این هفته همراه آقای یوسف سورنی نیا عازم اراک شدیم تا از غاري كه به تازگي كشف شده و ظاهرا رکورد عمیق ترین چاه (به عمق 215 متر) رو هم به خودش اختصاص داده بازدید کنیم. قرار بود برنامه ۲ روزه باشه اما چهارشنبه من شدید درگیر کار اداره شدم بطوریکه آخر شب که خلاص شدم وقتی به یوسف زنگ زدم که فردا صبح کی حرکت می کنیم از جوابش جا خوردم. داشت ساعت ۱:۰۰ حرکت می کرد و من فقط از اداره تا رسیدن به خونه به یکساعت زمان احتیاج داشتم. در نهایت قرار شد من فرداش (جمعه) به اونها بپیوندم. یکی از بچه های خانه کوهنوردان هم گفته بود دوست داره بیاد که بعدا کنسل کرد.
وقتی اراک رسیدم کلی تعجب کردم. از زمان سربازی من کلی تغییر کرده بود!!! خبر بد اينكه ديروز غار رو پيمايش كرده بودند و امروز ديگه قرار نبود به اون غار بريم ... پس ديگه زياد فرقي نداشت ... به يك بي تفاوتي عجيبي در برنامه رسيدم كه البته زياد طول نكشيد چون به شب خورديم و در مسيرهايي ناشناس از بلندي ها فرود مي رفتيم. چند باري مسير رو گم كرديم. در نهايت وقتي به پايين رسيديم مفصل زانوم درد گرفته بود.... به نظرم تنها مثبت برنامه براي من آشنايي با آقاي هكي بود
گزارش آقا يوسف رو از اينجا بخونين:
http://www.usef.blogfa.com/post-114.aspx
نسخه محلي گزارش آقاي سورني نيا:
شف چاه 215 متری در کوهی به نام سرو یا سه رو از رشته کوههای شهباز باعث ثبت رکورد جدیدی در عمق چاه های ایران شده بود ، منم هم مانند دیگر مشتاقان این رشته مهیج دوست داشتم این چاه عمیق رو ببینم، به همین خاطر با هماهنگی های لازم با آقای علی هکی صورت گرفت ، روز پنج شنبه دوم تیر ماه ساعت 1 بامداد از ترمینال آرژانتین به سمت اراک به راه افتادم .
در بدو ورود مورد استقبال علی آقا قرار گرفتم و بعد از صرف صبحانه در منزل ایشان ساعت هفت بس از انکه جمعی از دوستان در میدان شریعتی به ما ملحق شدن به وسیله خودروی شخصی علی به سمت کوه سرو که حدودا نیم ساعت با اراک فاصله داشت . پای کار و کوهپیمائی این کوه گردنه روستای قاقان واقع در جاده جدید ارتباطی اراک به شهرستان ازنا است . کوه در سمت راست جاده با دره ای پهن و سخره هایی که از جنس اهک می باشند مشخص است . سمت چپ دره چند گوسفند سرا وجود دارد و در همان نزدیکی چشمه ای اب است که با سازه های بتنی اب انرا تا مسافتی جلوتر هدایت می کنند و در این مسیر تعدادی درخت بید رشد کرده .
خودرو را پشت صخره بزرگی پارک کرده و به سمت دهانه چاه حرکت کردیم ، مسیر درست روبروی ما و نشانه دهانه چاه حفره ای که در صخره روی دهانه چاه قرار داشت .
حدود دوساعتی بیشتر طول نکشید که به دهانه چاه رسیدیم . صخره ای بزرگ روی دهانه بود که از زیر ان می توان به داخل نفوذ کرد . دقایقی صرف مرتب نمودن وسایل و طنابها شد و پس از ان نفرات به ترتیب وارد غار شدن و من هم نفر سوم و بعد از علی اقا و ، علیرضا وارد چاه شدم .
از همان ابتدا دوربین را روشن کرده و به ثبت مراحل فرود و نیز خود بدنه غار پرداختم . این چاه در حقیقت شکافی بزرگ بود که در طی سالیان طولانی اب انرا دستخوش تغییرات عمده ای کرده بود .
پس از چند متر فرود در دهانه نسبتا تنگ به کارگاه دوم چاه رسیدم یک بولت ده میلی متری که فرودی بلند را تا کارگاه بعدی و معلق را سبب می شد . و پس از ان مجددا کارگاه بعدی و بعدی و بعدی در میانه های راه مکانهائی هم برای توقف وجود داشت که نفر ضمن داشتن حمایت می توانست توقف نماید . شیب تند و بسیار ریزیش بودن این مکانها که حد فاصل بین فرودها تا کارگاه بعدی می شد خطر ریزش سنگ را برای نفرات پائین دو چندان می ساخت و بر اثر ریزش مقداری سنگ از زیر پای کی از بچه ها کلاه ایمنی علی هکی شکسته و به بینی اش هم اسیبی جزئی رسید .
بلاخره بعد از استفاده از 5 رشته طناب توانستیم به کف چاه برسیم .کف چاه چند مرحله ای سه رو پوشیده از قلوه سنگ ای کوچک و بزرگ بود و گویا ادامه مسیر این شکاف توسط این سنگها مسدود گردیده بود .
کارگاهای مسیر باتوجه به کشف چندان با دقت و ظرافت کامل و در جای مناسب زده نشده بودند و لازم است در فرصتی دیگر جهت ترمیم و اضافه نمودن کارگاه های جدید این غار مورد بازدید مجدد توسط تیمی مجرب قرار گیرد .
با احتیاط کامل از غار خارج شدیم و طناب ها را با خود خارج نمودیم . و در این بین من با دوربین های عکاسی و تصویر برداری فعالیت غارنوردی دوستان و همچنین سیستم و ساختار غار را ثبت نمودم .
حدودا ساعت 17 همگی از غار خارج شدیم وسایل را برداشته و به کنار چشمه اب زیر درخت بیدی که همان نزدیکی بود رفتیم ، نهار خوردیم و به سمت اراک حرکت کردیم .
افراد حاضر در برنامه : علی هکی
مجید مهربانی
محمود محمودی
علیرضا داودیان
سمین فر اکبری
مصطفی عباسی
طیبه شیرزای
یوسف سورنی نیا
روز جمعه 3 تیرماه :
صبح زود به دروازه تهران رفته و ارش نقافی را به همراه اوردیم ، و سپس میدان شریعتی که تعدادی از دوستان منتظر ما بودند ، محل قرارمان حاضر شده و پس از دقایقی به سمت شهرستان شاه زند رفتیم .
با دو خودروی آقای علی هکی و مجید مهربانی به شازند امدیم در انجا سمین فر اکبری از کوهنوردان خوشبرخورد و قوی شازند به ما ملحق شد ، ایشان راهنمای تیم ما در پیدا کردن دهانه چاه ها بود .
قسمت شمالی کوه مالگاه از رشته ارتفاعات راسوند برای فعالیت غارنوردی این روز انتخاب شده بود . درختچه های ذغال اخته ( البالوی وحشی ) باعث می شد هر از گاهی توقفی کوتاه داشته و از این نعمت خداداد بهره ای ببریم .
پس از حدود دو تا سه ساعت کوهپیمائی در مکانی مناسب جهت خوردن صبحانه توقف کردیم و بعد از یک ساعت دیگر به دهانه اولین چاه مرود نظر جناب اکبری رسیدیم . زیر قله کوه و نزیک به خط الراس.
با دیدن توده عظیم برف بدون شک به انها گفتم این چاه به جائی راه ندارد ، تجربه چاه های فراوان در پراو باعث شده بود که به این برفچالها به چشم یک یخچال نگاه کنم تا غاری ژرف . با ایحال علی هکی کارگاهی مهیا نمود و به داخل ان فرود رفت پس از توده برف چند متری پائین تر به حوضچه ای اب بر می خورد و ان انتهای این چاه بود .
کنار این برفچال گوسفند سرائی بود و چوپانان برای سیر اب نمودن گله های خود از برف این چاه استفاده می کردند .
سپس راهی چاه دوم شدیم ، فاصله ان تا این یکی حدود نیم ساعت بود که به صورت تراورس طی شد .
در بین راه نشانه هائی از وجود غاری را در مسیر دیدم و با دقیق شدن در همان محل دهانه چاهی که بسیار هم مخفی از دید بود پیدا کردیم ، با پرتاب سنگ عمق ان بیش از 70 متر تشخیص داده شد .
دهانه نا پیدای چاه
من مشغول امده کردن مقدمات فرود شدم و علی هکی برای دیدن چاه مورد نظر آقای اکبری که خیلی هم دور نبود به سمت جلوتر رفت .
کارگاهی طبیعی گرفتیم و چند در دهانه چاه یک بلوط طبیعی به ان افزدودیم فرودی حدود 7 تا 8 متر ما را به تاقچه ای می رساند .
پشت سر من اولین کارگاه طبیعی که به عنوان پشتیبان کارگاه فرود استفاده کردیم مشخص است .
اولین نگاه به داخل چاه حکایت از عمق بسیار زیاد و یک پارچه بودن ان می داد به گونه ای که نور چراغ اولترای من به کف چاه نمی رسید و انتهای طناب 60 متری در فضای چاه معلق بود . اولین رول اسپید 10 میلی متری را خیلی سریع زدم و حدود 30 متر فرود رفتم . در ان جا مجددا برای رول بعدی اقدام کردم که با توجه به معلق بودن و جای نامناسب برای این کار رول انطور باید و شاید مناسب به دیواره چاه نچسبید ولی با این حال برای فرود ایرادی نداشت .
یکی از سه رول اسپید 10 میلی متری که کوبیده شد
نزیک به انتهای طناب 60 متری رول سوم را زدم . ولی چون دیواره محل رول کوبی روی پوسته های رسوبات اهکی بود بسیار نرم و نا مناسب بود به همین خاطر جای انرا عوض کرده و جایی مناسب روی بدنه اصلی و اهکی بسیار محکم چاه انتخاب کرده و پس از انکه با اسکای هوک جای خود را جهت رول کوبی مناسب نمودم ، رول سوم را کار گذاشتم . اما کمی پائین تر طناب به دیواره چاه سائیده می شد و برای رفع این ایراد از منغاری محکمی که در همان نزدیکی بود استفاده کردم و با یک تسمه 120 سانتی کارگاهی جهت عوض نمودن جهت طناب بر قرار نمودم . از انجا انتهای چاه دیده می شد .
، طناب 50 متری به سیستم اضافه کرده و فرود رفتم در حدود 20 تا 25 متر پائین تر طناب خیلی اندک به دیواره چاه سائیده می شد و لزوم کارگذاشتن رول چهارم در فضای معلق را بوجود میاورد اما ازانجا که انتهای چاه مشخص بود و نیز بررسی دقیق تر به جهت ادامه کار فرود رفتم تا در صورت ادامه داشتن چاه انگاه برای رول کوبی اقدام کنیم از رول کوبی صرف نظر کرده و به انتهای چاه فرود رفتم .
کف چاه توده بزرگی برف و کمی پائین تر توده کوچکتری وجود داشت . و انجا انتهای این چاه بسیار زیبا بود .
از طناب 50 متری حدود 5 متر بییشتر باقی نمانده بود و با احتساب گره ها و ریبلی های کارگاه ها این چاه بیش از 100 متر و تماما بجز هفت متر اول پائین می رفت تا انتهای که با شیبی متمایل می شد عمق چاه را به حدود 110 متر می رساند .
پس از من علی هکی و سپس باقی افراد بجر ارش نقافی به علت کمی وقت فرود امدن و آقای مجید مهربانی هم در میانه راه بازگشت تا مسیر سریعتر جمع شود .
پس از خروج افراد کارگاها را جمع کردم و از چاه خارج شدم . دوستان طناب ها را بالا کشیدن و بعد از جمع کردن وسایل به سمت پایین کوه حرکت کردیم .
هوا تاریک شد و در مسیر به صخره های بر خوردیم ولی با احتیاط کامل انها را پشت سر گذاشته و کنار خودروها رسیدم .
به اراک و منزل اقای هکی امده و بعد از شام به ترمینال و سپس تهران .
برنامه دلچسبی بود .
افراد حاضر در برنامه : علی هکی
مجید مهربانی
محمود محمودی
علیرضا داودیان
سمین فر اکبری
آرش نقافی
یوسف سورنی نیا