يك تير و دو نشان، ابتكار جالب عباس شهرام نژاد

وبلاگ "ديواره بلند و انگشتان سرمازده" به رغم بار معنايي منفي كه در عنوانش دارد به نظرم جزو آن دسته از وبلاگهايي است كه حرف براي گفتن دارد و نمي توان به راحتي از كنارش عبور كرد. شهرام عباس نژاد، نويسنده خوش فكر اين وبلاگ كه نياز به معرفي براي كوهنوردان ندارد در حركتي جالب، اقدام به .... {ادامه مطلب}

ادامه نوشته

حكم جلب قاتلي كه هنوز آزادانه مي چرخد صادر شد...

از مدتها قبل قاتلي حرفه اي با خونسردي تمام و سكوت محض اقدام به قتلهاي زنجيره اي مي نمود شناسايي شد. اين قاتل كه قربانيان خود را از بين كوهنوردان انتخاب مي نمود ... {ادامه مطلب}






ادامه نوشته

ریاست مجدد آقای شعاعی خلاف مقررات است

قابل توجه کوهنوردان محترم.
با توجه به عزم سازمان بازرسی کل کشور در برخورد با دو شغله ها و نیز با توجه به اینکه بازنسشتگان نیز شاغل محسوب می شوند, در صورتیکه از عملکرد آقای شعاعی؛ رئیس سابق و سرپرست فعلی فدراسیون رضایت ندارند می توانند مراتب اعتراض خود به قانون شکنی نامبرده، طی نامه کتبی به اداره بازرسی و رسیدگی به شکایات وزارت ورزش همراه با رونوشتی به سازمان بازرسی کل کشور منعکس نمایند و مطمئن باشند نامبرده رد صلاحیت خواهد شد ...
ادامه نوشته

فوري فوري! لطفا عجله كنيد!

وقتي پاي حفظ محيط زيست به ميان مي آيد شايد بتوان كوهنوردان از جمله مدعيان هميشگي محسوب كرد و البته ثابت شده كه بعضا هم مي توانند تاثير گذار باشند. اما واقعيت اين است كه بيشترين تاثيرها نتيجه گسترده ترين اعتراضات نيست بلكه ثمره اصلاحات ساختاري در نهادها و وظايف آنهاست.

اكنون طرحي در مجلس شوراي اسلامي براي شكل دادن به سازماني جديد به نام "سازمان منابع طبيعي" با هويت حقوقي مستقل در دست بررسي است كه متن آنرا مي توانيد از اينجا دريافت نماييد. حال بهترين زمان براي دلسوزان طبيعت ايران است كه نقش خود را در حفظ آن بازي كرده و كمك نمايند سازمان مربوطه با ساختار بهينه و شرح وظايف بهتر و شفافتر تشكيل شود. 

اگر به نمايندگان مجلس دسترسي داريد نظرات خود را مستقيما به آنها منعكس نماييد (مي توانيد اين كار را از طريق دفتر آن نماينده در حوزه انتخاباتي اش انجام دهيد). همچنين مي توانيد تا پايان امروز نظرات پيشنهادي خود را به ايميل wmseir@gmail.com  ارسال نماييد.


پ.ن: به اتكاي تجربه شخصي پيشنهاد مي كنم در صورت امكان دقيقا متن مورد نظرتان براي قانون را پيشنهاد دهيد و از داستانسرايي يا ذكر آرمانها و ... پرهيز نماييد چون كمتر كسي وقت و حوصله تبديل آنها به متن قانون را دارد.

شقايق پرپر ...

ديشب داشتم از مشهد برمي گشتم تهران كه يكي از بچه ها خبر ناخوشايندي بهم داد كه الان ديگه همه ازش خبر دارن. فوت كوهنويسي كه چندباري ملاقاتشون كرده بودم و مي شه گفت دورادور مي شناختمشون. بيشتر اين آشنايي هم بخاطر نقشي بود كه مدتي براي صعود قلم به عهده گرفتند. اما آخرين ديدار ما به نمي دونم كدوم برنامه كافه كوه مربوط مي شد كه همراه با اميرحسين ناظمي رفته بودم و آقاي پرويز ستوده شايق ما رو خجالت زده كردن و ديزي من و اميرحسين رو حساب كردن. چيزي كه باعث شد اين مطلب رو بنويسم اين بود كه من تا ديشب ايشون رو به اشتباه ستوده شقايق صدا مي كردم و حتي توي موبايلمم به اين اسم ذخيره كردم. تازه ديشب بود كه فهميدم شقايق غلطه و شايق (اسم فاعل شوق) صحيحه.
احتمال قريب مي دم در مكالمات ايشون رو به اين اسم خطاب كرده باشم و اميدوارم براي ايشون سوء تفاهمي رخ نداده باشه. نمي دونم چرا اشتباه منو تا حالا كسي اصلاح نكرده بود.
بعيد ندونستم كه ديگراني هم اين اشتباه منو كرده باشن. فقط خواستم يادآوري كرده باشم.
از خداوند متعال براي اين همنورد گرامي طلب مغفرت و براي بازماندگانشون صبر مسالت دارم.


پ.ن: شايد اين مطلب در خصوص اشتباه ما بي ارتباط نباشه: http://www.tabnak.ir/fa/news/146683

در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوانده شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنهای کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید.

آغار دروغ پراكني ...

متوجه شدم در وبلاگ كلاغها كامنتي به نام مستعار بنده درج شده است كه مورد تاييد اينجانب نيست.

من بطور رسمي حمايت خودمو از تيم برودپيك اعلام مي كنم.
تيمي كه با گشايش مسيري نو به نام ايران؛ افتخاري آفريدند كه حتي فدراسيون نيز با صرف ميلياردها تومان هزينه بيت المال نتوانسته است چنين كند. مسيري كه هزينه اش جان سه جوان برومند كشورمون بود.
لطفا هر گونه كامنت مشابهي مخالف با نظر اينجانب را جعلي بدانيد!
شايسته است وبلاگ كلاغها نيز نسبت به حذف آن اقدام مقتضي مبذول نمايد.

كابوس شبانه!

متاسفانه به نظر مي رسد بارقه هاي اميدي كه شكل گرفته بودند خيلي زود در حال محو شدن هستند.

خبر كوتاه و به ظاهر خوشي در كوه نيوز درج شد:

شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۲۰

 

آخرین اخبار دریافتی از ستاد پیگیری برنامه برودپیک توسط بخش خبری کوه نیوز، حکایت از تماس آیدین بزرگی در ساعت 19:30 دقیقه  را دارد.

ساعت 19.30 آیدین زنگ زد و تقاضای کمک کرد. تغییر محل داده و ارتفاع را 3500 متر اعلام کرده که اشتباه است. اما سایر مشخصات با عکسها و نقشه های منطقه مطابقت دارد. به نظر میرسد همان مسیر را که اشتباه پایین رفته بودند و دوباره بالا برگشته اند به تنهایی دارد پایین میرود و به بالای سر یک دیواره مهیب رسیده.

اقداماتی به شرح زیر در دست اجراست:

1. سعی میشود از طریق موبایل آیدین مشخصات جغرافیایی جی پی اس به وسیله  مقامات دولتی پیدا شود.

2. هلی کوپتری که بتواند کوه نوردان را از بیس کمپ کی دو به بیس کمپ برود پیک حمل کند آماده پرواز است.

3. رامین در حال مذاکره با کوه نوردان حاضر در منطقه است که هر کسی که کمک کند کلیه هزینه های آن به انضمام پاداش قابل توجه پرداخت میشود

اما برغم ظاهر اميد دهنده ي آن حاوي اخبار تلخي است.

  • اول اينكه آيدين تنهاست! به عبارتي احتمالا خبرهاي تاييد نشده مبني بر از دست دادن پويا و مجتبي صحيح اند!
  • دوم اينكه آيدين احتمالا از خيز مغزي رنج مي برد! خطاي فاحش در ارتفاع سنجي شايد بارزترين نشانه آن باشد اما به هر حال نظريه تخصصي را بايد پزشكان كوهستان بدهند.

اگر اينها درست باشند به اين معناست كه آيدين درك و منطق خود را از دست داده و اولا صحبتهايش (براي امداد احتمالي) قابل استناد نخواهد بود و چه بسا تيم نجات را به بيراهه بكشاند و ثانيا خودش هم راه افتاده و معلوم نيست كدام طرفي مي رود. چنين رفتاري را به ياد دارم. از نانگا و از مرحوم سامان! روزهاي آخر زندگي بي هدف به اينطرف و آنطرف مي رفت و نور چراغش بيس كمپ را بيهوده اميدوار مي ساخت. خاطرم هست وقتي از پروفسور انگليسي در موردش پرسيدم به من پاسخ داد بخشهاي غريضي و حيواني مغز ديرتر از ساير قسمتهاي آن مضمحل مي شوند كه دليل اين رفتار است.

اگر معجزه اي رخ ندهد امشب شب ودعا خواهد بود.

آرامش قبل طوفان ...

سكوت مرگباري بر دنياي كوهنورديمان حاكم شده. سكوتي كه بوي آرامش قبل طوفان را مي دهد. گويي همه مي دانند ولي اميد به معجزه هنوز آنچنان در كلامها ديده مي شود كه كسي را ياراي سخن گفتن از واقعيات نيست. فقط تك و توكي از بزرگان گهگاه در سخنانشان سرنخهايي مي دهند كه در آن افسوس موج مي زند. در اين ميان فقط آقاي زارعي در وبلاگش مهر سكوت را شكسته و به بكار بردن جملات ماضي صريحتر از بقيه به اين نكته اشاره مي كند كه ظاهرا بايد واقعيت تلخي كه از بازگو كردنش هراس داشتيم را پذيرفت.

از گوشه كنار خبرهاي تاييد نشده اي حكايت از آن دارد كه آيدين بزرگي خود به يخزدگي دستانش اعتراف كرده و از مرگ دو همنوردش و احتمال مرگ خودش - در صورت نرسيدن به موقع امداد - خبر داده است. حتي در صورت كذب بودن اين اخبار (كه اميدواريم صحت نداشته باشند)، دلايل خوبي وجود دارد تا ما را به تفكر و تامل وادارد: 

  1. وضعيت تيم مطابق اعلام خطر آيدين، بحراني گزارش شده. واژه زمين گير بودن براي يكي مثل آيدين واژه بزرگي است. كسي كه يك تنه به سراغ علمكوه رفت و دونفره خط الراس زمستانه پسندكوه را اجرا كرد به اين راحتي اعتراف به زمين گير شدن نمي كند. اما براي قبول اين واقعيت نياز به اعتراف او نبود چرا كه براساس گزارشها آب و غذا تمام كرده اند و چادرشان پاره شده و اين در حاليست كه ديشب هفتمين بيواك سخت خود را در منطقه مرگ (Death Zone) تجربه كرده اند. در اين منطقه خواب تقريبا معني ندارد و بدن شروع به تغذيه از بافتهاي خود مي كند. اين بدنهايي فرسوده و كم آب در آن ارتفاع حتما دچار سرماگزيدگي (Frost Bite) مي شوند كه قابليت كار فني را از آنها خواهد گرفت و چه بسا آماده سرمازدگي (HypoThermia) هم شده باشند.
  2. بالغ بر ۳۱ ساعت است كه ديگر هيچ خبري از آنها نيست. نه بيسيم زده اند و نه ديشب نور چراغي ديده شده و نه حتي امروز شرپاها علي رغم صعودشان تا گردنه اثري از آنها يافته اند و اين معني خوبي ندارد

با توجه به شرايط به نظر مي رسد گريزي نيست جز اينكه خود را كم كم براي شنيدن اخباري تلخ آماده كنيم. گويي سكوت نفس گير حاكم بر اين لحظات همان آرامش معروف قبل از طوفان است.

به قول آقاي زارعي مردانه جنگيدند ... آيدين بزرگي؛ پويا كيوان؛ مجتبي جراحي ....


پ.ن.۱: طبق آخرين اخبار ظاهرا معجزه اي رخ داده و حداقل تا ساعت ۱۳:۳۰ امروز آيدين بزرگي زنده بوده چرا كه مكالمه تلفني برقرار شده! از سرنوست دو همنوردش و يا موقعيت مكاني آنها اطلاعي در دست نيست

پ.ن.۲: جاي گلايه دارد كه در پي گيري ساعت ۱۴:۳۰ كوه نيوز كه به عنوان مرجع رسمي انتشار اخبار مورد پذيرش همگان قرار گرفته از سوي ستاد پشتيباني اعلام مي شود كه هيچ تماسي نبوده و آخرين تماس همان ساعت ۱۰:۳۰ روز قبل بوده  و اين خبر هم منتشر مي شود (لينك خبر) بعد در ساعت ۱۷:۳۰ مشخص مي شود گويي قبل از آن يك تماسي هم بوده! (لينك خبر)

پ.ن.۳: مشخص نيست آيدين چرا با تهران تماس برقرار مي كند ولي با بيس كمپ تماسي برقرار نمي شود آيا بيس كمپ به پشتيباني مخابراتي تهران نيازمند است؟ اگر در بيس كمپ مشكل شارژ باتري نباشد (كه معمولا هم نيست) به نظرم بهتر است بيس كمپ مستقيما وارد صحنه شود!

پ.ن.۴: از وضعيت ۲ شرپاي اعزامي به ارتفاعات و همچنين گروه سوييسي و ساير گروههاي احتمالي خبري منتشر نشده. با توجه به زنده بودن آيدين انتظار اقدام از تيم سوييسي مي رفت...

پ.ن.۵: خداوند تبارك و تعالي را براي اينكه حداقل از زنده بودن يك نفر اطمينان حاصل شده شكرگزارم. ليكن وقت تنگ است و شايد آيدين توان بيواك هشتم را نداشته باشد!‌ خدايا ... رحماني و رحيم. بزرگي و قادر. معجزه اي عنايت فرما...

سرها در گریبان است

پیامکی از آقای بابازاده به دستم رسید:

 

پرچم ایران.برفرازمسیر ایران.دربرودپیکO

گشایش مسیر ایران به     سرانجام رسیدO   O

به امید بازگشت ایمن و      سلامت تیم هستیمO

                                                                 ق

16/7 ,   19:21

 

 

خبر مسرت بخش و غرور آفرینی بود. در پاسخ تبریک گفتم. تازه به یاد آوردم که بله قرار بود پروژه ای که در سال ۲۰۰۹ شروع شده بود،امسال تمام شود. مسیر ایرانیان!

 

 

مشغله زیاد باعث شد نتوانم پی گیر موضوع باشم تا دیروز که دوستی ... {ادامه مطلب}

ادامه نوشته

فراخوان مجمع عمومی!

دومين مجمع عمومي انجمن نوپاي غارنوردان با اعلام فراخوان مربوطه در پايگاه رسمي اين نهاد به زودي برگزار خواهد شد.
اين نشست فقط فرصتي براي تجديد ديدار با دوستان نيست. بررسي عملكرد معتمدان، نگاهي حوادث گذشته و درس گرفتن از اشتباهات، رفع نقاط ضعف و تعيين خط مشي آينده، مسايلي هستند كه اميدوارم دوستان غارنورد به اهميت آنها آگاه باشند و به راحتي مجمع قبل از كنار آن عبور نكنند.

براي كسب اطلاعات بيشتر لطفا به آدرس ذيل مراجعه فرماييد:

http://iransplo.com/newsDetail.aspx?mode=1&id=470

طرح نام ایران در سطح بین المللی توسط اعضای انجمن غارنوردان

پس از کشف غار "دوسر" و نقشه برداری سریع از آن توسط اعضای انجمن غارنوردان مشخص گردید که ابعاد قابل ملاحظه ای داشته و ارزش بررسیهای بیشتر را دارد. در بررسی های بعدی و به مدد نقشه برداری دقیقی که توسط اعضای انجمن غارنوردان انجام شد مشخص گردید ابعاد غار قابل طرح در سطح بین المللی است و با پی گیری انجمن در نهایت این غار، رتبه چهارمین تالار بزرگ دنیا را از آن خود کرد.
پس از کشف غار "پراو" توسط انگلیسی ها به عنوان اورست غارهای ایران و سپس "گنبدهای نمکی قشم" توسط لهستانیها به عنوان بزرگترین غارهای نمکی جهان اینک یکبار دیگر نام ایران به عنوان یکی از بزرگترین تالارهای جهان به گوش جهانیان می رسد. البته اینبار با دستان توانای هموطنان خودمان! یک پروژه کاملا ایرانی و بدون حضور خارجی ها که نشان از تواناییهای غارنوردان ایرانی دارد.
ضمن تبریک به همه هموطنان علی الخصوص غارنوردان کشورمان تشکر ویژه ای داریم از همه عزیزانی که چه در روی صحنه و چه در پشت صحنه و در همه مراحل این راه از هیچ کوششی فروگذار نبودند
 


پ.ن: پیشنهاد می کنم برنامه ای برای حفظ و نگهداری این سرمایه ملی به کارگروه غارشناسی کشور ارائه بشه. حتی اگر امکانش باشه تلاش برای ملی کردنش صورت بگیره یا حتی به عنوان میراث جهانی ثبت یونسکو بشه 

گزارش عملكرد ...

شاهد ارائه گزارش عملكرد از سوي كارگروه صعودهاي ورزشي فدراسيون بوديم. صرف نظر از گمانه زنيهايي كه در خصوص انگيزه هاي احتمالي انتشار آن در مخافل به گوش مي رسد بايد اذعان داشت كه ارائه گزارش عملكرد كاري است نيك و اميد است ساير كارگروهها هم با الگو قرار دادن اين حركت در آينده نزديك اقدام به انتشار عملكرد خود بنمايند.

اما چند نكته:

  1. از آنجا كه عنوان گزارش به گزارش عملكرد كارگروهي از فدراسيون مربوط مي شود شايسته است گزارش عملكرد محدود به عملكرد اين كارگروه شود نه هياتها. به عبارتي برگزاري دوره هاي كارآموزي مقدماتي صعودهاي ورزشي كه در كرمانشاه و توسط هيات مذكور اجرا شده را نمي توان جز فعاليتهاي اين كارگروه حساب نمود
  2. در بخش مسابقات؛ نام بردن از قهرمانان مسابقات دوره اي ارتباطي به فعاليتهاي كارگروه ندارد. اصولا در اين نوع نگاه فرقي نمي كند كه چه كساني برنده مسابقات شده باشند و نام بردن آنها صرفا براي افزايش حجم گزارش تلقي مي شود. مي توان براي هر مسابقه گزارشي مفصل تهيه كرد يا بولتن مسابقات را تدارك ديد اما ورود به اين مقولات در يك گزارش عملكرد نمي گنجد.
  3. ارائه گزارش عملكردي بي مقياس؛ ديدگاه مناسبي نسبت به ميزان كارآيي نمي دهد. گزارش عملكرد بايد به گونه اي باشد كه نقاط قوت و ضعف از آن قابل استخراج باشد تا بتوان گامهاي مثبتي به جلو برداشت. بدين منظور بايد اهدافي كه از قبل اعلام شده اند با نتايج بدست آمده مقايسه شده و ميزان موفقيت و دلايل بازماندن از حصول به موفقيت كامل از ديدگاه مجري مطرح شود. قابل اندازه گيري بودن فعاليتها از شروط عمده هستند.
  4. گزارش عملكرد بايد توسط دستگاه نظارتي تاييد شود و گرنه هيچكسي نمي گويد ماستم ترش است. اينكه نهادي متولي و بي طرف؛ صحت ادعاهاي موفقيت يك گزارش عملكرد را تاييد نمايد از اهميت بسياري در اعتبار دادن به آن گزارش برخوردار است چرا كه ضمن بررسي گزارشها به نقاط ضعف و يا احيانا كوتاهيهاي مجري نيز اشاره مي كند. به بيان ديگر هيچگاه ناظر و مجري نبايد يكي باشند و ناظر به هيچ وجه نبايد در مورد نظارت ذينفع باشد چرا كه هرگاه چنين شده آثار مخربي به بار آورده است و فاقد ارزش اجرايي است. ارائه گزارش عملكردي بدون تاييد مرجع بي طرف؛ بيشتر شبيه نوعي تبليغات مي ماند.
  5. گزارش عملكرد در واقع بيان عددي واقعياتي است كه به طور روزمره درك مي كنيم. طبعا اگر عملكرد نهادي مثبت باشد ديدگاه عموم هم نسبت به آن مثبت خواهد بود و گزارش عملكرد به ريز جزئيات آن مي پردازد و برعكس اگر آن نهاد عملكرد معقولي نداشته باشد باز نتيجه اش با رجوع به افكار عمومي مشخص است. صرف ارائه چند برگه و اشاره به آمار و ارقامي كه در صورت صحيح بودن فقط منافع گزارش دهنده را تامين نمايد و صرف نظر از ساير آماري كه ممكن است به نفع نويسنده نباشد مي تواند از هر وضعيت اسفباري؛ يك باغ سبز بر روي كاغذ بسازد. لذا‌ آثار عملي برآيند كلي يك گزارش را بايد بتوان در افكار عمومي جست. اينكه عملكرد اين كارگروه به عنوان بخشي از فدراسيون مورد قبول افكار عمومي است يا خير خود مقوله جدا و خارج از حوصله اين بحث است و پاسخ آن را به خوانندگان واگذار مي نمايد اما فارغ از حضور در محافل و صحبتهايي كه رد و بدل مي شود در بررسي ها و نظرسنجي هاي اوليه هم عموم ديدگاه مثبتي به بهبود عملكرد فدراسيون نسبت به دوره قبل نداشته اند.

اميد اينكه اين موارد اگر در گزارشهاي فدراسيون رعايت نشده، در آينده به آنها توجه شود اما گام نخست، حركت به اين سمت و سو است. اگر حركت بدون نقص آغاز شود (كه در اين مورد نشدني هم نيست)‌ كه جاي تقدير هم دارد.


پ.ن: اين مطلب خواندنش خالي از لطف نيست: http://jamshidi6.blogfa.com/post-616.aspx

فراخوان پنجمین همایش تمرینی امداد غار

با رفع سوء تفاهمات وزارت ورزش و رفع تعليق انجمن؛ مسولان انجمن بدون فوت وقت اقدام به هماهنگي با سازمان هلال احمر براي برگزاري همايشي تمريني در زمينه امداد و نجات كردند كه ماحصل آن طبق تارنگار رسمي اين انجمن به شرح ذيل است:

ادامه نوشته

ابلاغيه ...

بسمه تعالي

سلام عليكم
احتراما به آگاهي مي رساند طبق آخرين هماهنگيهاي به عمل آمده به مناسبت سالروز فرخنده ميلاد اينجانب در روز ۲۲ دسامبر؛ سه روز تاريكي پيش بيني شده از سوي دانشمندان ناسا كه آغاز آن روز ۲۳ دسامبر مقرر شده بود، ملغي اعلام مي گردد. 

شايسته است خوانندگان محترم ضمن حفظ خونسردي خود، جهت تهيه انواع كادوجات تولد اقدام عاجل را مبذول و نتيجه را به اين وبلاگ منعكس نمايند.
توفيق خوانندگان محترم را در تهيه كادوي تولد از خداوند منان مسالت داريم.

تازه كار


پ.ن: اين مطلب صرفا به افتخار اميرحسين ناظمي نويسنده وبلاگ نداي كوهستان و براي پيش دستي به او به رشته تحرير در آمده است. امير حسين دوستت داريم.

تعويق سومين همايش دره نوردان ايران

مطابق اعلام دوستان اصفهاني اين برنامه تا اطلاع ثانوي به تعويق مي افتد!




پ.ن: هنوز نمي خواهم باور كنم كسي به امداد بزرگترين امدادگر كوهاي بلندمان نرفت و باورش سخت است كه يك قهرمان را از دست داده باشيم. ياد و خاطره انساندوستي مهدي عميدي در كمك به همنوعانش در بلنداي هيماليا فراموش نخواهد شد. روحش شاد؛ يادش گرامي.

فراخوان روز غارهای پاک

دست به دست هم دهیم به مهر
امسال به رسم دو سال پیشین، در آغازین روزهای مهر ماه با همت و تلاش همه غاردوستان ایران زمین روز غارهای پاک را به پاکسازی دنیای زیر زمین می پردازیم. باشد که در اینده ای نزدیک غارهایمان بی نیاز از پاک سازی باشند.
در دوسال گذشته روز غارهای پاک به همت انجمن غارنوردان و غارشناسان ایرانیان و با کمک و حمایت سازمان محیط زیست برگزار می گردید.
اگر چه این روزها نامهری و ناسپاسی پاداش انجمن، گشته است ولی این ناملایمات هرگز موجب دلسردی عاشقان این مرز و بوم، از کُرد و بلوچ، از ترک و فارس، از جنوب تا شمال و از خاور تا باختر، نخواهد شد.
روز غارهای پاک امسال با سرپرستي مشترك آقاي مجيد كاشيان و خانم فاطمه واقف با حمایت سازمان محیط زیست و به یاد بزرگ بانوی غارنوردی ایران "زنده یاد لیلا اسفندیاری" با شکوهتر از هر سال برگزار خواهد شد.
تلفن تماس جهت هماهنگي: ۰۹۱۹۴۰۱۲۷۵۲


پ.ن: چشم به راه دست ياري دوستاني از استان كهگيلويه و بوير احمد و استان خوزستان هستيم.

بازی نخورید ...

با سلام و عرض ادب خدمت دوستان و خوانندگان محترم و عذرخواهي بابت غيبتي كه به دليل مشغله شخصي است. اگر جنجالي كه آقاي حسين رضايي با درج اقدارگرايانه احكام مشابه وزارت كشور براي دو انجمن (به ظاهر مشابه ولي به لحاظ ماهيتي متفاوت) كوهنوردان و غارنوردان، فراهم نياورده بودند از تعمت به روز رساني اينجا محروم بودم كه از همينجا از ايشان كمال تشكر و قدر داني را مي نمايد. 

نظر به اينكه در انجمن كوهنوردان عضويتي ندارم در خصوص آن هيچ توضيحي نمي دهم ليكن آمادگي خود را براي مشاوره اعلام مي كنم شايد كمكي به بقايشان باشد. اما عضويتم در انجمن غارنوردان باعث مي شود با در ميان گذاشتن چند نكته به دوستانم، آنها را به آرامش دعوت نمايم.

شکایتی که از انجمن غارنوردان شده بسیار سطح پایین و بدون پشتوانه لازم بوده که از يك تشكيلات وزارتي بعيد مي نمود. شكايت فدراسيون به نحوي است كه حتي مي توان شكاياتي متقابلي را تنظيم نمود تا هزينه كارشان را بپردازند. اما سئوالي كه طرح مي شود این است که آیا این آشی است که آقای شعاعی در حال پختن آن برای جانشین خود است؟ یعنی رئیس بعدی فدراسیون باید پاسخگوی اتهامات کذب آقای شعاعی باشد؟ روند افزايشي طرح انواع شكايات از افراد حقيقي و حقوقي، نوعي لجام گسيختگي مدني فدراسيون را به نمايش مي گذارد و طبعا در كارنامه مديريتي آقاي شعاعي قابل اغماض نخواهد بود. بگذريم كه آقاي شعاعي به دليل سكوت در مورد خبر تاسيس شركت گردشگري اش، هنوز خودش زير سئوال است. اينكه وزارت ورزش و جوانان نیز بازيچه دست آقاي شعاعي شده است با توجه به حکم انتصاب آقای شعاعی و عملکردش که در واقع حکم تف سربالا به وزیر محترم ورزش بود دیگر جای تعجبی ندارد. (آدرس مطلب مرتبط: http://newbie.blogfa.com/post-320.aspx)‌

علي ايحال، راي زنيهايي امروز انجام شد و به عنوان معتمد انجمن و يك مطلع از من بپذيريد كه احتمال ضربه اساسی به انجمن نوپاي ما بعيد است. اما فعلا درست يا غلط حكمي از سوي نهاد بالادستي صادر شده و علي رغم مهيا شدن زمينه تجديد نظر در آن مجبور به اطاعت و انجام تشريفات اداري به جهت احترام به آن نهاد هستيم.

در يك كلام نگران اين موضوع نباشيد.

بابايي اين باداب سورتي كه مي گن چي بوده؟

مطلبي در صفحه شخصي آقاي جعفر ادريسي مدتي است كه مرا مي آزارد. با فرض اينكه در لزوم حفظ محيط زيست و جاذبه هاي طبيعي كشورمان بحثي نباشد، به نظر شما براي حفظ محيط زيست چه كار بايد كرد؟ 
۱- وضع قوانين و اعمال قهري قانون؟
۲- فرهنگ سازي؟
۳- محروم كردن عموم از جاذبه هاي منحصر بفرد؟

ابتدا مطلب را بخوانيد:

ادامه نوشته

دومين همايش سراسري دره نوردي

نمی دونم چی بگم

زلزله اخير آذربایجان همه مارو طوری غافلگیر و متاسف کرد که شیرینی المپیک رو فراموش کردیم. این مصیبت رو همه تسلیت می گم.

مطمئن نبودم اصلا بخوام چيزي بنويسم يا به احترام رفتگان سكوت كنم. اما نشد ننويسم. نه براي كسي كه اينبار براي خودم. وقتي عكس بي پناهان معصومي را مي بينم دلم ريش ريش مي شه. خدا به همه صبر بده. اما بذاريد طور ديگه به موضوع نگاه كنم. حتي براي لحظاتي. فقط براي يك لحظه به اين فكر مي كنم كه زلزله اي كه دير و زود داره ولي سوخت و سوز نداره، اگر كمي ديرتر يا زودتر ميومد مثلا نيمه شب كه همه در خونه هاي خودشون خواب بودند اتفاق مي افتاد شايد خساراتش خيلي بيشتر مي بود. نه! نمي خوام بهش فكر كنم.

سئوال

کسی در این مورد چیزی می دونه؟

تقارن: "هـ" مثل همايش... "ح" مثل حادثه!

دو هفته پيش دوستانمان در خانه كوهنوردان تهران سفري ماجراجويانه به دره مور داشتند كه متاسفانه با حادثه اي همراه شد. جاي خوشبختي است كه فرد مصدوم (كه از مربيان فدراسيون نيز هست) علي رغم سقوط ۲۰ متري تنها با چند شكستگي روبروست. نه مرگي و نه حتي قطع نخاعي...

ادامه نوشته

مرگها - خبر مرگ

ديشب اولين پيامك را از سيامك شايانپور گرفتم كه خبر از درگذشت "جعفرناصري" مي دهد. اسمش برايم ناآشناست. كنجكاوي نمي كنم. دومين پيامك كه از شماره اي ناآشنا بود نيز بعدا همين خبر را تكرار كرد!  ببخشيد شما؟ پاسخي نمي آيد. ...

ادامه نوشته

ذره بين

ذره بين، نام وبلاگ ارزشمندي است كه به آسيب شناسي گام به گام فدراسيونهاي ورزشي مي پردازد و طبعا شامل حال فدراسيون كوهنوردي نيز مي شود.

خواندن مطالب آنرا به همه، علي الخصوص اعضاي محترم مجمع فدراسيون كوهنوردي و مسولين وزارت ورزش و جوانان، توصيه مي كنم.

http://zarre-bin.persianblog.ir

ايست!... شما بازداشتيد! طبيعتگردي ممنوع!

خبر تكاندهنده اي در يك وبلاگ (به آدرس: http://hamrakoo.blogfa.com/post-170.aspx) درخصوص دستگيري عده اي طبيعتگرد خوانديم. اميد كه از چشم مسئولين ذيربط پنهان نماند. با توجه به اينكه مصداق هيچ جرمي در خبر، منعكس نشده بود مي توان در موردش دو نظر داد:

  1. خبر كامل نيست و به قولي آبرو داري شده.
  2. رئيس پليس مشهد تازه منصوب شده و توجيه نيست.

هر كدام از اين گزينه ها كه صحيح باشد، ضعف اداره كل تربيت بدني استان خراسان رضوي را مي رساند كه البته با توجه به عملكرد وزارت ورزش و جوانان در نظارت بر فدراسيون كوهنوردي (مطلب مرتبط: http://newbie.blogfa.com/post-335.aspx) ،نتيجه بهتري هم نمي توان انتظار داشت. با اين وجود شايسته است مسئولين مربوطه اقدامات لازم را مبذول نموده تا شايد كوهنوردي از آسيب بيشتر در امان بماند.


پ.ن: اميدوارم دوستان مجري صعود قلم از هم اكنون هماهنگيهاي لازم را انجام دهند كه خداي ناكرده با چنين اتفاقي روبرو نشويم. اگر هم كمكي لازم است بفرمايند در حد توان كوتاهي نخواهد شد.

سونامی زیر زمینی در آمریکا, زنگ خطری برای ایران

به گزارش انجمن غارنوردان و غارشناسان، یک گروه غارنورد بازدیدکننده از چاه شیطان در ایالات متحده شاهد یک سونامی زیر زمینی بوده اند.
 

ادامه نوشته

جنگ مغلوبه؟

صدور قرار منع تعقيب پيشكسوت محبوب كوهنوردي،آقاي كيومرث بابازاده، از سوي دادگاه شعبه ۱۰۳۰ تهران، به گمانم براي اكثريت جامعه كوهنوردي خبر مسرت بخشي بود.

(عكس از خبرگزاري ميراث فرهنگي)

اينكه حمايت همه جانبه آشكار و پنهان جامعه كوهنوردي از ايشان به صدور اين حكم كمك كرد يا مدارك قاطعي كه براي اثبات ادعاهايي كه در جلسه انجمن كوهنوردان مطرح و باعث شكايت فدراسيون شد، تبرئه ايشان را رقم زد سئوالي است كه فشار و كنجكاوي افكار عمومي مانع از بي پاسخ ماندنش خواهد گرديد.

اگر حالت دوم صادق باشد كه فزض بعيدي هم نيست، و بابازاده نه به لحاظ ترحم كه با قاطعيت حكم تبرئه گرفته باشد، آنگاه مسايل فدراسيون، بسيار پيچيده و بغرنج خواهد شد كه به زودي به آن مي پردازم.

كارگاه عكاسي نشنال جئوگرافي

نشنال جئوگرافي در سال پيش روي ميلادي يكسري كارگاه آموزشي عكاسي و رسانه اي رو در خيلي از شهرهاي اروپا و امريكا تدارك ديده كه مي تونه براي آماتورها خوب و مفيد باشه. علي الخصوص كه آموزشها توسط خود عكاسان نشنال جئوگرافي انجام خواهد شد.

براي كسب اطلاعات بيشتر به اين آدرس مراجعه كنين

گزارش برنامه

امروز بعد از ظهر امیر حسن ناظمی گزارش برنامه پرماجرای خود در صعود به قله خان تنگری را ارائه خواهد کرد.

حادثه ای دیگر در بند یخچال

چهارشنبه بود که یادم اومد جمعه امتحان دارم و حتی لای یک کتاب رو هم یکبار باز نکردم. منم لجبازی کردم و چهارشنبه و پنجشنبه هم حتی یک خط چیزی نخوندم. بخاطر امتحان نمی شد برنامه برم. چون می دونستم قراره امتحانو خراب کنم (مگه اینکه معجزه بشه که معمولا نمی شه) با خودم گفتم بعد از امتحان می رم دربند قدم بزنم (تا دسته گلی که به آب دادم یادم بره).

کوله که نمی شد برد سر جلسه این شد که یک چراغ پیشونی و یک بادگیر و چندتا شکلات و یک بطری کوچیک آب معدنی گذاشتم توی کیف کمری و با یک ماشین حساب رفتم سر جلسه امتحان.  (ادامه مطلب... )

 

ادامه نوشته

غارهای پاک

به پیشنهاد انجمن غارنوردان و غارشناسان ایران بار دیگر جمع کثیری از غارنوردان استانهای مختلف کشور در نخستین جمعه از ماه مهر، همت گماشته اند تا غارهای بسیاری را به صورت همزمان پاکسازی کنند.  این بار سازمان محیط زیست کشور نیز دست یاری به سوی غارنوردان گشوده تا ازهمیاری و همدلی خود آنان را نیز بهره مند سازد.

ادامه مطلب

فراخوان سالیوا .... هشدار

پس از فراخوان کارابینهای شرکت کمپ چشممان به فراخوان کارابینهای سالیوا هم روشن شد. شرکت سالیوا کارابینهای مدل HOT G2 که ضامن خم شده داشته باشن اگر شماره سریالهاشون ۱۱ ۰۲ و یا ۱۱ ۰۳ باشه تعویض می کنه.

ظاهرا در تستهای ایمنی این کارابینها اخیرا" انحراف معیاری از آنچه روی آن درج شده مشاهده شده است. البته سالیوا عنوان کرده است که آزمایشاتش تحت شرایط سختی برگزار شده بعید می داند در واقعیت هیچگاه کارابینها تحت فشارهای مشابه آزمایشگاه قرار بگیرند و فقط برای اینکه ریسکی نکرده باشد اقدام به جمع آوری این کارابینها می کند.

منبع:

http://www.salewa.us/company/news/recall+for+replacement


پ.ن: با توجه به مطلب بالا و یادآوری نوع آوری شرکت بلک دایموند در مورد کارابینهای مغناطیسی پیشنهاد می کنم امسال رو سال کارابین بگذاریم!

هر ساله یک‌شنبه آخر سپتامبر توسط UIAA (فدراسیون جهانی کوهنوردی) به عنوان روز جهانی پاکسازی کوهستان نامیده میشود. بدین منظور عاشقان غار و غارنوردی در نقاط مختلف ایران بار دیگر با همیاری هم اقدام به پاکسازی غارهای کشور خواهند نمود. در این راستا اعضاء انجمن غارنوردان ایران و تعدادی از گروه ها و باشگاههای کوهنوردی در تاریخ جمعه یکم مهرماه در حرکتی هماهنگ در شهرهای مختلف اقدام به پاکسازی غارها کرده تا در دومین مرتبه از حرکت جمعی روز غارهای پاک نشان از دلبستگی و عشق خود به دنیائی دهند که متاسفانه بر اثر عدم دانش و فرهنگ مناسب مورد بی مهری ما قرار گرفته.
در این رابطه از کلیه دوستان و گروههای کوهنوردی که مایلند ما را همراهی نمایند . دعوت به عمل آورده تا سهم و دین خود را نسبت به این گنجینه های پنهان ادا کنند. بر این اساس همنوردان می توانند با شماره : 09194012752 مجید کاشیان تماس گرفته و آماگی خود را اعلام نمایند.
سال گذشته حرکت زیبا و منسجم غارنوردان در نخستین اقدام روز غارهای پاک ، چنان مفید و مواثر واقع شد که در پی خروج بیش از یک تن زباله از 27 غار در 21 شهرستان، سازمانهایی همچون سازمان محیط زیست قول مساعد داده اند تا امسال این حرکت زیبا و ماندگار را مورد حمایت قرار دهند.
لیست تعدادی از غارهای پاکسازی شده در روز غارهای پاک سال قبل:
اصفهان: غار کهک واقع در شهرستان دلیجان، استان مرکزی
تبریز: غار هامپاهویل واقع در شهرستان مراغه
تهران: غار کهک واقع در شهرستان دلیجان، استان مرکزی
رشت: غارهای سه گانه دوعالم کوه واقع در منطقه تنیان
زنجان: غار زیبای زرین رود
سنندج: غار صلوات آباد
شیراز:غار بلع زار
کرج: غار منحصر به فرد یخ مراد با همکاری جمعیت هلال احمر کشور
مراغه: غار تاریخی و عظیم هامپاکوهئل
مشهد: غار مغان .
نیشابور: غار شیخ .
بوکان: غار اینگیجه - سرپرست :
بندر عباس: غار نمکدان جزیره قشم
کرمان: غار طرنگ
رفسنجان: غار میرزا
سیرجان: غار جفریز در شهرستان بافت
بم: غار چاه واقع در منطقه جبال بارز
گرگان: غار رودخانه اي ديوسپيد
همدان: غار قلعه چوق
بروجرد: غار مخفي
اراک: غارهای کهک ، امجک ، کل ، زیرآب، صادق علی، کهک،آزادخان و آسیلی (آقا سید علی)

منبع: پست مجید کاشیان در فیس بوک

نزدیک شدن روز غارهای پاک

دوست خوبم مجید کاشیان ایمیلی بشرح ذیل زده بود که حیفم اومد بازنشرش ندم.

ادامه نوشته

نه فرود! نسل جدید ابزارهای فرود

حتما همگی آشنایی کافی با ابزار هشت فرود دارید. وجه تسمیه این سری ابزارها بخاطر ظاهر آنهاست که به عدد ۸ انگلیسی شبیه است. شرکتهای مختلف بر اساس نیاز و تقاضای بازار اقدام به طراحی انواع مختلفی از آنها کرده اند که در این میان شاید عجیب ترین شکل متعلق به ابزار پیرانای شرکت پتزل باشد.

اما به تازگی شرکت سالیوا با معرفی ابزاری جدید روی دست پتزل بلند شده و ابزاری با شکلی عجیب تر طراحی کرده و برای صحه گذاشتن به موضوع نام ابزار را به طور زیرکانه ای ۹ فرود گذاشته است.

نکته جالبی که در طراحی این ابزار نظرم رو شدیدا" جلب کرد ورود شکاف V شکل (شبیه فک تحتانی ابزارهایی چون ‌ATC و Reverso III ) است که با قرار گرفتن طناب در بخشهای مختلف آن میزان گازگرفتی طناب تغییر می کند. به این ترتیب فکر می کنم این ابزار جدید بایستی قدرت مانور زیادی به استفاده از اون بده. خود سالیوا ادعا کرده که این ابزاری نیمه خودکار است که در سقوطهای تصادفی خودبخود عمل می کند.

این ابزار با طنابهای ۹ تا ۱۳ میلیمتر سازگار است. علی رغم شکل غیر متقارنش هم راست دستها و هم چپ دستها می توانند از آن استفاده نمایند. عدم وجود اجزای متحرک و تک قطعه ای بودن ابزار؛ عملکرد آنرا در شرایط خاص چون وجود گرد و غبار تضمین می کند و وزن آنرا بطور قابل ملاحظه ای کاهش می دهد.

قیمت پیشنهادی آن تفاوت چندانی با پیرانای پتزل ندارد و از این لحاظ یک رقیب جدی برای آن محسوب خواهد شد.

هیچ بعید نیست که نسل بعدی ابزارهای فرود از توسعه همین ابزار و استفاده بهتر و بیشتر از شکافهای V شکل به جای پیچ و خم دادن بیشتر به طناب شکل بگیرند که حداقل نتیجه اش جا انداختن و آزاد کردن سریعتر طناب از ابزار است که برخی مواقع (چون دره نوردی) از اهمیت حیاتی برخوردار می باشد.


منابع:

نصیری در اتاق روشن!!!!

دوست عزیزم محمد نصیری (از بچه های گروه سایپا و عضو کلوب هیمالیانوردا) سایتی رو برای نمایش عکسهاش به آدرس http://www.mohammadnasiri.com راه اندازی کرده. صرف نظر از اینکه خودمو به گروه سایپا مدیون می دونم باید بگم که محمد یکی از اون افرادی بود که در شعله ور شدن علاقه من به عکاسی نقش مهمی داشت. براش آرزوی موفقیت می کنم.

(عکس: اتاق روشن)

مراسم بزرگداشت لیلا اسفندیاری

مراسم بزرگداشت لیلا اسفندیاری
زمان: پنجشنبه سوم شهریور ساعت 17 همراه با صرف افطار
مکان: سالن تامین در ابتدای آزادی - جیحون

ابتکاری نو در فن آوری کارابین های نسل جدید

شرکت بلک دایموند به عنوان یکی از غولهای صنعت کوهنوردی، در نمایشگاه تابستانه سالت لیک سیتی اقدام به رو نمایی از کارابینهای نسل جدید خود نمود که از طراحی زیرکانه ای بهره مند شده اند و نتیجه آن برنده شده جایزه بهترین طرح بود. این ابتکار حذف فنر از ضامن کارابین و استفاده از آهنربا تواما" به جای آن و برای قفل کردن کارابین است.

این کارابینهای قفل شونده جدید دارای دو قطعه آهنربا در طرفین ضامن می باشند و قطعه ای آهنی نیز در خود بدنه آلومینی کارابین کار گذاشته شده تا ارتباط بین آن دو آهنربا رو برقرار کرده و از حداکثر نیروی ربایش مغناطیسی بهره برده شود.

شاید اساسی ترین تفاوت از دیدگاه کوهنوردان در این باشد که در کارابینهای کنونی هرچه ضامن کارابین را بازتر می کنیم نیروی فنر بیشتر می شود و در واقع هنگام بسته شدن دهانه کارابین شاهد کمترین اعمال نیرو از سوی فنر هستیم در حالیکه با طراحی جدید هرچه ضامن به فک ثابت کارابین نزدیکتر شود نیروی جاذابه مغناطیسی نیز قوی تر شده و بیشترین نیرو رو هنگام بسته شدن دهانه کارابین شاهد می باشیم که به معنای حاشیه ایمنی بیشتر در بسته شدن کارابین است. همچنین به دلیل طراحی متقارن این کارابین؛ استفاده از آن برای دست چپ و راست یکسان بوده و فرقی نمی کند. نحوه کارکرد این کارابین را می توانید در این فیلم مشاهده نمایید. (فیلم را با کیفیت کمتر می توانید از اینجا نیز دریافت کنید)

این کارابینها تا سال ۲۰۱۲ وارد بازار نخواهند شد و قیمتشان بین ۲۰ تا ۳۰ دلار تخمین زده شده که با توجه به یکسان بودن تقریبی قیمتهای کالاهای کوهنوردی در بازار ایران با بازارهای بین المللی انتظار بر این است که هموطنان ما نیز بتوانند با قیمتی حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان صاحب چنین کارابینی شوند.


منابع:

تراورس در آلپ به یاد لیلا

آیدین عیوضی هفته گذشته به یاد بانوی کوهستان خانم لیلا اسفندیاری را به اجرای یک برنامه تراورس در کوهستان آلپ اختصاص داد.

گزارش مصور این برنامه را در پایگاه اطلاعاتی انجمن غارنوردان بخوانید.

فیلم بدرقه لیلا ...

این فیلم رو موقع بدرقه لیلا در فرودگاه امام خمینی گرفتم که آخرین لحظات دیدار ما رو باهاش به تصویر می کشه...

لیلا باور کن برات دعا کردیم

 

مصاحبه لیلا اسفندیاری در برنامه همایش غارنوردان در شیراز

سوگنامه لیلا در سطح بین المللی

صرف نظر از سیل پیامهای تسلیتی که از غارنوردان مطرح دنیا برای فقدان لیلا اسفندیاری ارسال شده (فادی نادر, نوون بوچیچ, جورج ونی, بوریس واترز, ژان پیر بارتولینز حبیب هلو, سایمون بروکس, رنه شرر و مایکل لومانز ) یکی از دوستان هیمالیانوردش نیز در سوگ اون اقدام به انتشار متنی کرده که در ذیل ارائه می شود و در آدرس : http://www.explorersweb.com/everest_k2/news.php?id=20261 موجود می باشد.

همچنین شرکت ATP پاکستان نیز با قرار دادن عکس لیلا اسفندیاری به عنوان پروفایل فیس بوک خود مراتب احترام خود را به این بانوی ایرانی ابراز نموده است.

من از بیگانگان هرگز ننالم            که با من هر چه کرد آن آشنا کرد


From Skardu, Giuseppe Pompili wrote a tribute to Iranian Leila Esfandyari recently lost on GII, who sold her house to attempt K2 and be free to climb against all odds.

After summiting Nanga Parbat in 2008, in 2010 Iranian Leila Esfandyari attempted K2. “Since I’ve got no sponsors, I sold my house to climb it" she told ExWeb's Karrar Haidri before her attempt on the Mountaineers' Mountain. "I want to climb all 14x8000ers and would join any expedition… if only I could find a sponsor outside of Iran,” she told ExWeb.

Giuseppe Pompili got to know Leila during various climbs and on K2 last year. Learning about the accident on GII this Friday, he wrote a tribute to her from Skardu: 

Gasherbrum II: Good-bye to Leila

 

“Over the time, a friendship was established between Leila and I, expedition after expedition, in the mountains of Karakoram,” Giusepe wrote. “She was a beautiful Iranian woman, determined to climb, even alone against all, against the bureaucracy of a country that does not give too much space to independent mountaineers, especially if on bad terms with the powerful federation.”

“Last summer, on K2, she told me that she had to sell her apartment in Tehran, returning to live with her family, just to be able to fulfill her dream of dealing with that (expensive) expedition. Unfortunately, none of us managed to climb it, and so Leila tried again this summer with G2.”

“I do not know, and maybe one will never know, the exact circumstances of the fall (sudden illness, failure of an anchor, exhaustion), but I think it isn't important to know the exact dynamics. What matters is the awareness of a missing person, a friend, who was with us until yesterday, and now no more, except in the memory of those who have loved her.”

“It saddens me to see the disappearance of the only woman remained committed to G2. Among these many mountaineers, climbing mostly for vanity, I think that the only one who really deserved to do it, was Leila, as a witness to a dream of freedom for the women of her country.”

Climbing with her Iranian mates Leila fell to her death somewhere between C4 and C3, according to Italians. Fellow Italian summiteers Fabrizio and Samuele were on descent below and knew of the accident only upon their arrival in C1.

در سوگ لیلا ...

ای ساربان، ای کاروان لیلای من کجا می‌بری
با بردن لیلای من جان و دل مرا می‌بری

ای ساربان کجا می‌روی لیلای من چرا می‌بری

تو اکنون ز عشقم گریزانی غمم را ز چشمم نمی‌خوانی
از این غم چه حالم، نمی‌دانی

پس از تو نمونم برای خدا تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سختی ز شاخه‌ی غم گل هستی‌ام را بچین و برو
که هستم من آن تک درختی،که در پای طوفان نشسته
همه شاخه‌های وجودش، ز خشم طبیعت شکسته

تمامی دینم به دنیای فانی
شراره‌ی عشقی که شد زندگانی
به یاد یاری خوشا قطره اشکی
به سوز عشقی خوشا زندگانی
همیشه خدایا، محبت دل‌ها، به دل‌ها بماند به سان دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شود، حکایت ما جاودانه شود


نسخه فلش کلیپ لیلای من - محسن نامجو

رامین شجاعی در بلاگفا ...

با فیلتر شدن بلاگ اسپات بسیاری از بلاگرهای ایرانی نیز در حال مهاجرت از آن هستند و کوهنویسان نیز مستثنی نیستند. بطور اتفاقی و در حال وبگردی متوجه شدم آقای رامین شجاعی نیز از بلاگ اسپات به بلاگفا مهاجرت کرده است.

آدرس وبلاگ جدید ایشان : http://dastanekouh.blogfa.com  است.


پ.ن: به نظر می رسد بعد از مدتی؛ یک ارتباط معنی دار بین نام وبلاگ و وبلاگنویس بوجود می آید. داستان کوه در بلاگ اسپات باشد یا بلاگفا از آن رامین شجاعی است. زمانی خودم به فکر مهاجرت به پرشین بلاگ بودم بصورت ناخودآگاه فکر نام دیگری برای وبلاگم در نظر نداشتم و اکنون رفتار مشابه آقای شجاعی این فرضیه را در ذهنم تقویت کرد.

جی پی اسهای جدید

اگر به سایت گارمین سر زده باشید باید متوجه محصولات جدیدی شده باشین. البته شاید بهتر باشد بگوییم آپشنهای جدیدی به دستگاههای قبلی اضافه شده و نامهای جدیدی به خود گرفته اند.

هنوز از عمر سری GPS Map 62 زیاد نگذشته که مدل جدید به نام GPS Map 62 sc به این خانواده افزوده شد که تفاوت آن با سایرین در یک دوربین 5 مگا پیکسلی است. به این ترتیب این اولین دستگاه مکان یاب ماهواره ای است که صفحه لمسی ندارد (پیش از این فقط سری Oregon 550 به دوربین مجهز بودند). به نظر من که این دوربینها ارزش عکسبرداری ندارند ولی از این لحاظ جالب توجه هستند که شما می توانید با رسیدن به عوارض مختلف از آنها عکس بگیرید و دستگاه از آن به عنوان یک نقطه (یا Mark) استفاده می کند. بنابراین با رسیدن به محل شما می دانید با چه صحنه ای روبرو خواهید شد. البته این عکسها در فایلهای خروجی (موسوم GPX) وجود نخواهند داشت و اگر فایلی رد و بدل می گردد بایستی عکسها نیز رد و بدل گردند. یاد آوری این نکته نیز خالی از لطف نیست که ذخیره اطلاعات در سری GPS Map 62 با سایر دستگاههای نسل جدید تفاوتهای زیادی می کند که معایب و حسنات خود را دارد و پرداختن به آن نیز از حوصله موضوع خارج است.


کمتر کوهنوردی در ایران دستگاههای eTrex را نمی شناسد. دستگاهی که از لحاط حجم و وزن و عمر باتری مثالزدنی است و آنتن دهی خوبی هم دارد. بعد از اینکه GPS Map 62 به عنوان فرزندان GPS Map 60 فروش خوبی در بازار کردند این طبیعی بود که گارمین به یاد eTrex هم بیوفتد و اکنون شاهدیم که نسل جدید این سری هم ارائه خواهد شد.


و اما مورد آخر باز از گروه پیشتاز Oregon هست. ظاهرا این مدل انتخاب شده تا همیشه پیشرو باشه. اینبار به دستگاه قابلیت چرخش صفحه نمایش بصورت افقی و عمودی داده شده و به این ترتیب از آن بصورت یک مکانیاب خودرویی هم می توان استفاده کرد. این محصول جدید نام "مونتانا" را بخود گرفته و در دو مدل دوربین دار و بدون دوربین ارائه خواهد شد.


البته مدلهای جدیدی از دستگاههای بیسیم دار تیمی (موسوم به Rino) و دستگاههای مراقبت از حیوانات (موسوم به Astro) نیز اراده می شه که به دلیل عدم ارتباط موضوعی به آنها پرداخته نشد

منبع: سایت گارمین

حمایت از کودکان سرطانی

پیرو اخبار قبلی در رابطه با برنامه ریزی جهت انجام برنامه ترکیبی دوچرخه سواری و صعود قله دماوند در حمایت از کودکان سرطانی برای پروژه ساخت مرکز اقامتی کودکان سرطانی توسط موسسه خیریه بنیاد کودک (www.childf.org)  ، خبرهای زیر به اطلاع همنوردان محترم می رساند :

1- بنا بر هماهنگی ها و پیگیریهای انجام شده ، ساعت و محل حرکت گروه دوچرخه سوار مشخص شد. دوچرخه سواران روز پنج شنبه 23/4/90 ساعت 8 صبح از ضلع شرقی میدان آرژانتین مقابل پایانه مسافربری بیهقی حرکت خود را آغاز کرده و از طریق اتوبان رسالت - خیابان قنبرزاده - خیابان خرمشهر - کوچه گلشن به دفتر مرکزی موسسه خیریه بنیاد کودک خواهند رفت.

دوچرخه سواران پس از دیدار با مسئولین این موسسه و بدرقه آنان ، راه خود را از طریق خیابان رسالت - جاده دماوند به سمت رودهن رکاب خواهند زد و شب را در مدرسه ای در رودهن سپری می کنند . و صبح روز جمعه مورخ 24/4/90 به سمت پلور حرکت خواهند کرد .

سرپرست کل برنامه دوچرخه سواری آقای افشین رمضانی و سرپرست کل برنامه کوهنوردی از جبهه جنوبی آقای علی نصیری خواهند بود.

سایر تدارک و برنامه های آتی در خبرهای بعدی به اطلاع عزیزان خواهد رسید.

2- کلیه تیم های حاضر در این برنامه لازم است تا مورخ 18/4/90 اسامی نفرات شرکت کننده خود را در بخش دوچرخه سواری یا کوهنوردی یا هر دو (به صورت مشخص اعلام شود) با ذکر نام سرپرست تیم به گروه کوهنوردی تهران اعلام فرمایند.

 فاکس گروه کوهنوردی تهران  55509113-021

فاکس آقای محمد تقوی        83775560-021

3- علاوه بر 6 گروه اعلام شده در خبرهای قبلی ، همنوردان عزیزمان در گروه کوهنوردی همت شمیران نیز آمادگی خود را جهت شرکت در این برنامه اعلام نمودند. به این ترتیب گروههای شرکت کننده در این برنامه به 7 گروه و باشگاه افزایش یافت.

1-       گروه کوهنوردی تهران  www.tcg-online.ir

2-       باشگاه دوچرخه سواری افق www.ofoghmtb.ir

3-       گروه کوهنوردی کاهار کرج  www.kahargroup.blogfa.com

4-       باشگاه کوهنوردی شقایق کرج  www.shaghayeghiha.com

5-      باشگاه کوهنوردی اوج مشهد  www.oajclimbing.com

6-      گروه کوهنوردی پرواز کرج  www.parvazmg.com

7-      گروه کوهنوردی همت شمیران  http://hematshemiran.ir

 

روابط عمومی گروه کوهنوردی تهران

انجمن گفتگو ...

دوست عزیزی اقدام به برپایی یک انجمن گفتگوی تخصصی برای کوهنوردان کرده. باید گفت جای خالی یک چنین تسهیلاتی واقعا در فضای مجازی احساس می شد. اکنون به همت این دوست عزیز این خلاء پرگشته است.

پیشنهاد می کنم با عضویت در این انجمن مجازی، از مزایای آن بهره مند شوید.

از آقا حسین هم برای زحمتی که کشیدن تشکر می کنیم.

صعود قلم برگزا شد! فقط همین؟

صعود قلمی که تعداد شش برایش قائلیم تنها سه تجربه از بکار بستن خرد جمعی برای خود اندوخته است و در این میان فراز و نشیبهای زیادی را طی نموده است؛ اما تا کنون بنا به گفته اکثریت شرکت کنندگان؛ نتایج رضایت بخشی در پایان رقم زده است. برای اینجانب نیز صرف نظر از یافتن دوستان جدیدی در اقصی نقاط کشور، تجربیات شخصی خوبی از رفتارهای یک اجتماع پویا (هرچند کوچک) به همراه داشته است و صحت برخی از شعارهایی که جاهای مختلف شنیده بودم را برایم تا حد زیادی اثبات نموده و می نماید.

صعود قلم سال ۸۹ با حواشی زیادی پس از برگزاری روبرو شد و صعود قلم ۹۰ هم با مشکلات بیشتری قبل از اجرا نسبت به دو تجربه قبلی روبرو بود. مشکلاتی که پیش رو دیده می شد و حساسیت زیادی که اینجانب (به دلایلی که قبلا ذکر شده و نیازی به تکرار آنها نیست) باعث ایجاد فشار روانی بالا در کنار سایر مشغله های فکری ام برایم شده بود و چه بسا دوستانم نیز از ترکشهای آن در امان نمانده باشند.

اما این بار نیز به لطف خدا و یاری بی منت دوستان؛ صعود قلم اجرا شد. با استقبالی بیشتر از قبل و حضور بالغ بر یکصد شرکت کننده. فواد رضاپور در کنار مرتضی صالحی و عرفان فکری؛ سومین نفری است که صعود قلم را برپایه خردجمعی در عمل اجرا نمود و البته با همه وجودش به سختیهای ورود به چنین حوزه هایی آشنا شده است. طبعا" در کنار او نیز؛ افراد زیادی زحمت کشیدند تا این صعود به شکلی آبرومندانه؛ ادامه دهنده راهی باشد که به شهادت استقبال عمومی رو به رشد؛ همگان بر درستی آن معتقدند.

اما جای خوشحالیست که چهره هایی که صعود بینالود حضور نداشتند و در صعود مهرچال فقط سخنرانی کرده در طول مسیر همراه بقیه نبودند در این صعود در کنارمان بودند! دوستانی از فدراسیون و منتقدین آنها با میل و رقبت شخصی در کنار هم قرار گرفتند. حتی دوستان زیادی که عقاید سیاسی مشابهی نداشتند، فارغ از هرگونه بحثهای رایج در جامعه در مورد مسایل سیاسی در کنار هم از صعود خود لذت بردند. به گواهی تاریخ؛ هیچ یک از اینها میسر نمی شود مگر اینکه جو خاصی بر فضا حکمفرما گردد. باید فضای گفتمانی حاکم شود ورای مسایل روز. چیزی که شاید از آن غافل مانده ایم.

صعود قلم به درستی ثابت کرد می توان با تمام اختلاف سلایق در کنار هم بود و با هم دوست بود و نیازی به شمشیر بستن از رو برای یکدیگر، صرفا به دلیل اختلاف نظرهای فی مابین نداریم. به نظر من این دستاوردی است ارزشمند. دستاوردی که حاصل نمی شد مگر با توسل به خرد جمعی و بهره گیری و از مشارکت عمومی.

خسته نباشید عرض می کنم خدمت فواد رضاپور که تمام تلاش خود را کرد تا باعث صعود بیشتر این حرکت خودجوش گردد. یادی هم می کنم از زحمات مجریان گذشته که شرکت کنندگان فعلی به اعتبار زحمات گذشته آنها پا به میدان گذاشتند. در پایان هم از همنوردی یاد می کنم که زمانی بین ما بود و با شعرهای خاص خودش در دماوند جاودانه شد. در پهنه درگاه الوهیت؛ برای مغفرتش ساجد خواهیم بود.

و اما این برنامه ...

به دلایلی که از حوصله این متن خارج است نه تنها موفق نشدم شب قبل خود را همدان برسانم که حتی به برنامه مراسم آغازین هم نرسیدم. اما گزارش تصویری مختصری از برنامه بشرح ذیل تقدیم می گردد. (برای عکسهای با کیفت بالا روی آنها کلیک فرمایید)

حرکت در ابتدای مسیر و در کوچه باغهایی با طراوت

نصب پلاکاردهایی در میانه راه

استراحت زیر سایه یک درخت و معرفی جوانترین کوهنویس حاضر در برنامه

و ادامه صعود ...

و در نهایت پناهگاه یخچال و شب مانی

فکر کنم نقریبا به هر چادری سرک کشیدم

عکس یادگاری قبل از عزیمت به سوی قله

در مسیر قله

صعود ...

پیمان همدلی

فارغ از مسایل مورد مختلف

فرصتی برای رفع سوء تفاهمات

بازگشت ...

جلسه معرفی و پیشنهادات

در این جلسه که در اوج گرمای روز نیز برگزار شد (و متانت دوستان در تحمل شرایط گرم جوی مایه افتخارمان و آنرا گواهی بر ارزش آنها برای صعود قلم می دانیم) پیشنهادات جالبی از سوی دوستان مطرح شد. تازه کار نیز از آنجا که زخمهای عمیقی از برخی ناهنجاریهای حال حاضر دنیای مجازی بر بدن نحیف خود دارد از دوستان تقاضا نمود تا:

با پدیده زشت و ناهنجار "ترور شخصیت" مبارزه شود و اجازه گسترش کامنتهای توهین آمیز ناشناس داده نشود.

اگر هر کدام از ما وبلاگنویسان با این پدیده در حد خودمان مبارزه کنیم و فضایی برای گسترش این ناهنجاری فراهم نکنیم که در وبلاگمان به دیگری توهین گردد گام بزرگی در راه هنجار سازی فضای مجازی برداشته ایم. این هدف علی رغم اینکه بزرگ است و با ارزش؛ با حمایت عمومی دوستان در دسترس خواهد بود و منافع آن نیز برای کوهنوردی خواهد بود.

 

و اما اندر حواشی صعود قلم:

در این صعود شیخ فرشید را زیارت کردیم. باورمان نمی شد موهای ما از او سفیدتر باشد. مساله خطرناکتر اینکه فرشید و سد-ممد هر دو شب را در یک چادر به صبح رساندند. گزارش آن شب باید خواندنی باشد.

امین در بینهایت افشاگریها کرد بود و قولی داده بود که آنرا از مرحله حرف به عمل در آورد!

 و حال عکس العمل متعاقب را در اینجا ببنید ...

شاید این عکس درک بهتری از جمله کوتاه ولی پرمعنای حسین رضایی برایتان مجسم سازد!!!!!

با دیدن پناهگاه یخچال و سرویس بهداشتی آن و بخاطر آوردن پناهگاههای میشان و کلاغ لان؛ متقاعد شدم همدان جایگاه خاصی در بحث پناهگاه سازی در کشور داره و به کوهنوردانش به مسایل بهداشتی اهمیت زیادی می دن که به نظرم می تونه الگوی خوبی برای بقیه کشور هم باشه. چرا که در حال حاضر به سرویسهای بهداشتی برخی از پناهگاههای کشور حتی نمی توان نزدیک شد!

هومن دوست خوبی که در این برنامه باهاش آشنا شدم و چه بسا اگر صعود قلمی اجرا نمی شد هیچگاه با هم آشنا نمی شدیم

در پایان هم باید اعتراف کنم که سرعت عمل دوستان در انعکاس خبر برگزاری صعود قلم مایه تعجبان شد. از همه سریعتر  دخترکوهستان بود که مجموعه ای از عکسهایش در حالی منتشر ساخت که من هنوز در راه خانه بودم و تعدادی منتظر اتوبوس برگشت!

کفش هوشمند

محققان مرکز تحقیق میرا در دانشگاه توئنته هلند به تازگی کفشی را به بازار عرضه کرده‌اند که در واقع با سنسورهایی که در کف آن تعبیه شده کاملا شما را با طرز راه رفتنتان آشنا می‌کند و در واقع به شما برای اصلاح نحوه راه رفتنتان کمک می‌کند.  

forceshoe

تاکنون مطالب زیادی در خصوص درست راه رفتن و عوارض ناشی از درست راه نرفتن شنیده‌اید. اینکه مثلا با گذاشتن پاهای خود به سمت داخل به این درد دچار خواهید شد و یا چیزهای دیگر..

حال محققان مرکز تحقیق میرا در دانشگاه توئنته هلند به تازگی کفشی را به بازار عرضه کرده‌اند که در واقع با سنسورهایی که در کف آن تعبیه شده کاملا شما را با طرز راه رفتنتان آشنا می‌کند و در واقع به شما برای اصلاح نحوه راه رفتنتان کمک می‌کند.

این کفش با نام فورس‌شو به چهار سنسور در کف خود و در زیر پاشنه و جلوی پا مجهز است که دقیقا میزان فشار وارده از فسمت‌های مختلف پای شما بر روی زمین را ثبت می‌کند. این کفش در واقع برای اصلاح نحوه راه رفتن در افرادی که در راه رفتن خود مشکل دارند تولید شده اما محققان اعلام کرده‌اند که به فکر گسترش این طرح به ورزش و استفاده از نتایج آن برای پیشرفت ورزشکاران هستند.

گفتنی است معمولا برای اینکه شخصی طرز راه رفتن خود را تجزیه و تحلیل کند علاوه بر راه‌هایی که ارتوپدها با معاینه کف پاهای هر شخص به دست می‌آورند نگاه کردن به زیر کفش شخص است تا با فرو رفتگی‌های بوجود آمده متوجه نحوه راه رفتن شخص شد.

غارنوردي در اراك

این هفته همراه آقای یوسف سورنی نیا عازم اراک شدیم تا از غاري كه به تازگي كشف شده و ظاهرا رکورد عمیق ترین چاه (به عمق 215 متر) رو هم به خودش اختصاص داده بازدید کنیم. قرار بود برنامه ۲ روزه باشه اما چهارشنبه من شدید درگیر کار اداره شدم بطوریکه آخر شب که خلاص شدم وقتی به یوسف زنگ زدم که فردا صبح کی حرکت می کنیم از جوابش جا خوردم. داشت ساعت ۱:۰۰ حرکت می کرد و من فقط از اداره تا رسیدن به خونه به یکساعت زمان احتیاج داشتم. در نهایت قرار شد من فرداش (جمعه) به اونها بپیوندم. یکی از بچه های خانه کوهنوردان هم گفته بود دوست داره بیاد که بعدا کنسل کرد.

وقتی اراک رسیدم کلی تعجب کردم. از زمان سربازی من کلی تغییر کرده بود!!! خبر بد اينكه ديروز غار رو پيمايش كرده بودند و امروز ديگه قرار نبود به اون غار بريم ... پس ديگه زياد فرقي نداشت ... به يك بي تفاوتي عجيبي در برنامه رسيدم كه البته زياد طول نكشيد چون به شب خورديم و در مسيرهايي ناشناس از بلندي ها فرود مي رفتيم. چند باري مسير رو گم كرديم. در نهايت وقتي به پايين رسيديم مفصل زانوم درد گرفته بود.... به نظرم تنها مثبت برنامه براي من آشنايي با آقاي هكي بود

 

گزارش آقا يوسف رو از اينجا بخونين:

http://www.usef.blogfa.com/post-114.aspx


نسخه محلي گزارش آقاي سورني نيا:

شف چاه 215 متری در کوهی به نام سرو یا سه رو از رشته کوههای شهباز باعث ثبت رکورد جدیدی در عمق چاه های ایران شده بود ، منم هم مانند دیگر مشتاقان این رشته مهیج دوست داشتم این چاه عمیق رو ببینم، به همین خاطر با هماهنگی های لازم با آقای علی هکی صورت گرفت ، روز پنج شنبه دوم تیر ماه ساعت 1 بامداد از ترمینال آرژانتین به سمت اراک به راه افتادم .

در بدو ورود مورد استقبال علی آقا قرار گرفتم  و بعد از صرف صبحانه در منزل ایشان ساعت هفت بس از انکه جمعی از دوستان در میدان شریعتی به ما ملحق شدن به وسیله خودروی شخصی علی به سمت کوه سرو که حدودا نیم ساعت با اراک فاصله داشت . پای کار و کوهپیمائی این کوه گردنه روستای قاقان واقع  در جاده جدید ارتباطی اراک به شهرستان ازنا است . کوه در سمت راست جاده با دره ای پهن و سخره هایی که از جنس اهک می باشند مشخص است . سمت چپ دره چند گوسفند سرا وجود دارد و در همان نزدیکی چشمه ای اب است که با سازه های بتنی اب انرا تا مسافتی جلوتر هدایت می کنند و در این مسیر تعدادی درخت بید رشد کرده .

 

 

خودرو را پشت صخره بزرگی پارک کرده و به سمت دهانه چاه حرکت کردیم ، مسیر درست روبروی ما و نشانه دهانه چاه حفره ای که در صخره روی دهانه چاه قرار داشت .

حدود دوساعتی بیشتر طول نکشید که به دهانه چاه رسیدیم . صخره ای بزرگ روی دهانه بود که از زیر ان می توان به داخل نفوذ کرد . دقایقی صرف مرتب نمودن وسایل و طنابها شد و پس از ان نفرات به ترتیب وارد غار شدن و من هم نفر سوم و بعد از علی اقا و ، علیرضا  وارد چاه شدم .

از همان ابتدا دوربین را روشن کرده و به ثبت مراحل فرود و نیز خود بدنه غار پرداختم . این چاه در حقیقت شکافی بزرگ بود که در طی سالیان طولانی اب  انرا دستخوش تغییرات عمده ای کرده بود .

پس از چند متر فرود در دهانه نسبتا تنگ به کارگاه دوم چاه  رسیدم یک بولت ده میلی متری که فرودی بلند را تا کارگاه بعدی و معلق را سبب می شد . و پس از ان مجددا کارگاه بعدی و بعدی و بعدی در میانه های راه مکانهائی هم برای توقف وجود داشت که نفر ضمن داشتن حمایت می توانست توقف نماید . شیب تند و بسیار ریزیش بودن این مکانها که حد فاصل بین فرودها تا کارگاه بعدی می شد خطر ریزش سنگ را برای نفرات پائین دو چندان می ساخت و بر اثر ریزش مقداری سنگ از زیر پای کی از بچه ها کلاه ایمنی علی هکی شکسته و به بینی اش هم اسیبی جزئی رسید .

بلاخره بعد از استفاده از 5 رشته طناب توانستیم به کف چاه برسیم .کف چاه چند مرحله ای سه رو پوشیده از قلوه سنگ ای کوچک و بزرگ بود و گویا ادامه مسیر این شکاف توسط این سنگها مسدود گردیده بود .

کارگاهای مسیر باتوجه به کشف چندان با دقت و ظرافت کامل و در جای مناسب زده نشده بودند و لازم است در فرصتی دیگر جهت ترمیم و اضافه نمودن کارگاه های جدید این غار مورد بازدید مجدد توسط تیمی مجرب قرار گیرد .

 

با احتیاط کامل از غار خارج شدیم و طناب ها را با خود خارج نمودیم . و در این بین من با دوربین های عکاسی و تصویر برداری  فعالیت غارنوردی دوستان و همچنین سیستم و ساختار غار را ثبت نمودم .

حدودا ساعت 17 همگی از غار خارج شدیم وسایل را برداشته و به کنار چشمه اب زیر درخت بیدی که همان نزدیکی بود رفتیم ، نهار خوردیم و به سمت اراک حرکت کردیم .

 

افراد حاضر در برنامه : علی هکی

                               مجید مهربانی

                               محمود محمودی

                               علیرضا داودیان

                               سمین فر اکبری

                               مصطفی عباسی

                               طیبه شیرزای

                               یوسف سورنی نیا

 

روز جمعه 3 تیرماه :

صبح زود به دروازه تهران رفته و ارش نقافی را به همراه اوردیم ، و سپس میدان شریعتی که تعدادی از دوستان منتظر ما بودند ، محل قرارمان حاضر شده و پس از دقایقی به سمت شهرستان شاه زند رفتیم .

با دو خودروی آقای علی هکی و مجید مهربانی به شازند امدیم در انجا سمین فر اکبری از کوهنوردان خوشبرخورد و قوی شازند به ما ملحق شد ، ایشان راهنمای تیم ما در پیدا کردن دهانه چاه ها بود .

قسمت شمالی کوه مالگاه از رشته ارتفاعات راسوند  برای فعالیت غارنوردی این روز انتخاب شده بود . درختچه های ذغال اخته ( البالوی وحشی ) باعث می شد هر از گاهی توقفی کوتاه داشته و از این نعمت خداداد بهره ای ببریم . 

پس از حدود دو تا سه ساعت کوهپیمائی در مکانی مناسب جهت خوردن صبحانه  توقف کردیم و بعد از یک ساعت دیگر به دهانه اولین چاه مرود نظر جناب اکبری رسیدیم . زیر قله کوه و نزیک به خط الراس.

 

با دیدن توده عظیم برف بدون شک به انها گفتم این چاه به جائی راه ندارد ، تجربه چاه های فراوان در پراو باعث شده بود که به این برفچالها به چشم یک یخچال نگاه کنم تا غاری ژرف . با ایحال علی هکی کارگاهی مهیا نمود و به داخل ان فرود رفت پس از توده برف چند متری  پائین تر به حوضچه ای اب بر می خورد و ان انتهای این چاه بود .

کنار این برفچال گوسفند سرائی بود و چوپانان برای سیر اب نمودن گله های خود از برف این چاه استفاده می کردند .

سپس راهی چاه دوم شدیم ، فاصله ان تا این یکی حدود نیم ساعت بود که به صورت تراورس طی شد .

در بین راه نشانه هائی از وجود غاری را در مسیر دیدم و با دقیق شدن در همان محل دهانه چاهی که بسیار هم مخفی از دید بود پیدا کردیم ، با پرتاب سنگ عمق ان بیش از 70 متر تشخیص داده شد . 

 

دهانه نا پیدای چاه

من مشغول امده کردن مقدمات فرود شدم و علی هکی برای دیدن چاه مورد نظر آقای اکبری که خیلی هم دور نبود به سمت جلوتر رفت .

کارگاهی طبیعی گرفتیم و چند در دهانه چاه یک بلوط طبیعی به ان افزدودیم فرودی حدود 7 تا 8 متر ما را به تاقچه ای می رساند . 

پشت سر من اولین کارگاه طبیعی که به عنوان پشتیبان کارگاه فرود استفاده کردیم مشخص است .

 

اولین نگاه به داخل چاه حکایت از عمق بسیار زیاد و یک پارچه بودن ان می داد به گونه ای که نور چراغ اولترای من به کف چاه نمی رسید و انتهای طناب 60 متری در فضای چاه معلق بود . اولین رول اسپید 10 میلی متری را خیلی سریع زدم و حدود 30 متر فرود رفتم . در ان جا مجددا برای رول بعدی اقدام کردم که با توجه به معلق بودن و جای نامناسب برای این کار رول انطور باید و شاید مناسب به دیواره چاه نچسبید ولی با این حال برای فرود ایرادی نداشت . 

یکی از سه رول اسپید 10 میلی متری که کوبیده شد

نزیک به انتهای طناب 60 متری رول سوم را زدم . ولی چون دیواره محل رول کوبی روی پوسته های رسوبات اهکی بود بسیار نرم و نا مناسب بود به همین خاطر جای انرا عوض کرده و جایی مناسب روی  بدنه اصلی و اهکی بسیار محکم چاه انتخاب کرده و پس از انکه با اسکای هوک  جای خود را جهت رول کوبی مناسب نمودم ، رول سوم را کار گذاشتم . اما کمی پائین تر طناب به دیواره چاه سائیده می شد و برای رفع این ایراد از منغاری محکمی که در همان نزدیکی بود استفاده کردم و با یک تسمه 120 سانتی کارگاهی جهت عوض نمودن جهت طناب بر قرار نمودم . از انجا  انتهای چاه  دیده می شد .

 

 

، طناب 50 متری به سیستم اضافه کرده و فرود رفتم در حدود 20 تا 25 متر پائین تر طناب خیلی اندک به دیواره چاه سائیده می شد و لزوم کارگذاشتن رول چهارم در فضای معلق را بوجود میاورد اما ازانجا که انتهای چاه مشخص بود و نیز بررسی دقیق تر به جهت ادامه کار فرود رفتم تا در صورت ادامه داشتن چاه انگاه برای رول کوبی اقدام کنیم از رول کوبی  صرف نظر کرده و به انتهای چاه فرود رفتم .

کف چاه توده بزرگی برف و کمی پائین تر توده کوچکتری وجود داشت . و انجا انتهای این چاه بسیار زیبا بود .

از طناب 50 متری حدود 5 متر بییشتر باقی نمانده بود و با احتساب گره ها و ریبلی های کارگاه ها این چاه بیش از 100 متر و تماما بجز هفت متر اول پائین می رفت تا انتهای  که با شیبی متمایل می شد عمق چاه را به حدود 110 متر می رساند .

پس از من علی هکی و سپس باقی افراد بجر ارش نقافی به علت کمی وقت فرود امدن و آقای مجید مهربانی هم در میانه راه بازگشت تا مسیر سریعتر جمع شود .

پس از خروج افراد کارگاها را جمع کردم و از چاه خارج شدم . دوستان طناب ها را بالا کشیدن و بعد از جمع کردن وسایل به سمت پایین کوه حرکت کردیم .

هوا تاریک شد و در مسیر به صخره  های بر خوردیم ولی با احتیاط کامل انها را پشت سر گذاشته و کنار خودروها رسیدم .

به اراک و منزل اقای هکی امده و بعد از شام به ترمینال و سپس تهران . 

برنامه دلچسبی بود .

افراد حاضر در برنامه : علی هکی

                               مجید مهربانی

                               محمود محمودی

                               علیرضا داودیان

                               سمین فر اکبری

                               آرش نقافی

                               یوسف سورنی نیا