درد دل
مدتهاست که به قدری مشغله برایم ایجاد شده است که کوه و کوهنوردی که روزگاری اولویت اول من بود به رده های ته جدول زندگی تنزل یافته .... شاید باورش برایتان مشکل باشد که وجود توچال چسبیده به تهران یکی از عوامل بازنگشتنم به شهرم بود. اکنون با حذف توچال، از تهران برایم جز دود و ترافیک چيز ديگري باقی نمانده.
طبعا وقتی کوهستان از برنامه زندگی کسی حذف شود، کلیه حواشی آن هم رخت می بندد. از جمله وبلاگ یا کلا بگویم نگارش. نمی گم دوباره شروع کردم به نوشتن. هنوز حتی کوه رفتن رو هم درست و حسابي شروع نکردم. فقط چندباری رفتم بندیخچال و تمرین کار با طناب کردم که دلم مثلا خوش باشه هنوز دست به طنابم. حتی چند باری به فکر فروش وسایل فنی ام افتادم. فکر کردم من که استفاده نمی کنم بذار حداقل یکی حالشو ببره. اما امید به بازگشت مانع شد. امیدی که هنوز محقق نشده. چند وقت پيش داشتم با خودم فکر می کردم چقدر مسخره است که بیشتر از اون که کفش شهری داشته باشم کفش کوهنوردی دارم.
اين وبلاگ محلي است براي بيان خاطرات، ذهنيات، تجربيات و اشتباهاتم.