حادثه در دماوند
گويي در روزهاي جشن پيروزي انقلاب؛ دماوند يكبار ديگر مي خواهد عظمت خود را با سياه پوش كردن جامعه كوهنوردي ثابت كند و به همنورداني ترشرويي كرده حتي يكي را پس نمي دهد و روحش براي هميشه در آغوش مي كشد.
بله... شايد جملات قشنگي باشند كه اينطرف و آنطرف و در اين وبلاگ و آن وبلاگ بشود مشابه آنرا ديد ولي واقعيت اين است كه با روحاني نشان دادن يك فضاي ناهنجار؛ واقعيتهاي تلخي كه با آن روبرو هستيم هيچ تغييري نخواهند كرد.
دماوند اين چند روز حوادثي داد... البته نه برف و كولاك بلكه ظاهرا در هوايي آفتابي و بدون هيچ مساله ي خاص زمستاني!
حادثه اول: روز 21 بهمن يال جنوبي منجر به مرگي آهسته و دردناك مي شود و حادثه دوم: روز 22 بهمن در يال شمالي كه به خير مي گذرد. اين هم روايت آقاي زارعي در وبلاگش كه البته بخشهايي از آن در مصاحبه با خبرگزاري مهر مشاهده نمي شود.
طبق معمول شاهد اختلاف روايات هستيم مثلا در حادثه اول آقاي سپنج پرواز نكردن هلي كوپتر را به دلايل امنيتي پرواز نكرده ولي آقاي زارعي از غير ممكن بودن آن بدون هيچ توضيح ديگري سخن به ميان مي آورد.
در حادثه دوم خانم فراهاني صحبت از ادم مغزي مصدوم همراه با آسيب كمر و دست مي كند در حاليكه بيانيه رسمي باشگاه اسپيلت صرفا از سقوط و آسيب كمر و كتف مي گويد كوچكترين اشاره اي به ادم مغزي ندارد. بحث ادم ريوي در سايت تابناك نيز از قول رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر روايت شده است.
واكاوي اينكه آيا بخشهايي از وقايع به بهانه مصلحت سانسور شده اند يا با بحث يك كلاغ چهل كلاغ به وقايع افزوده شده باشد نه هدف اين گفتمان است و در حوصله آن اما بياييد با خودمان روراست باشيم:
سرخوردن حادثه دوم يا به دليل نداشتن كرامپون بوده يا عدم تعادل ناشي از ادم مغزي. اگر نداشتن كرامپون باشد (كه بعيد است) آنگاه كوهنوردي ما نياز به نگاهي دوباره از بيخ و بن دارد. اگر بحث كرامپون مطرح نباشد بايد پرسيد آيا در خصوص بيماري حاد ارتفاع و ادم مغزي و ريوي مطالب كمي گفته شده؟ آيا براي هيچ كوهنوردي كه به عضويت باشگاهي مثل اسپيلت در آمده باشد قابل قبول است كه از اين مطالب آگاهي نداشته باشد؟ يا همنوردانش؟







اين وبلاگ محلي است براي بيان خاطرات، ذهنيات، تجربيات و اشتباهاتم.