ديشب داشتم از مشهد برمي گشتم تهران كه يكي از بچه ها خبر ناخوشايندي بهم داد كه الان ديگه همه ازش خبر دارن. فوت كوهنويسي كه چندباري ملاقاتشون كرده بودم و مي شه گفت دورادور مي شناختمشون. بيشتر اين آشنايي هم بخاطر نقشي بود كه مدتي براي صعود قلم به عهده گرفتند. اما آخرين ديدار ما به نمي دونم كدوم برنامه كافه كوه مربوط مي شد كه همراه با اميرحسين ناظمي رفته بودم و آقاي پرويز ستوده شايق ما رو خجالت زده كردن و ديزي من و اميرحسين رو حساب كردن. چيزي كه باعث شد اين مطلب رو بنويسم اين بود كه من تا ديشب ايشون رو به اشتباه ستوده شقايق صدا مي كردم و حتي توي موبايلمم به اين اسم ذخيره كردم. تازه ديشب بود كه فهميدم شقايق غلطه و شايق (اسم فاعل شوق) صحيحه.
احتمال قريب مي دم در مكالمات ايشون رو به اين اسم خطاب كرده باشم و اميدوارم براي ايشون سوء تفاهمي رخ نداده باشه. نمي دونم چرا اشتباه منو تا حالا كسي اصلاح نكرده بود.
بعيد ندونستم كه ديگراني هم اين اشتباه منو كرده باشن. فقط خواستم يادآوري كرده باشم.
از خداوند متعال براي اين همنورد گرامي طلب مغفرت و براي بازماندگانشون صبر مسالت دارم.


پ.ن: شايد اين مطلب در خصوص اشتباه ما بي ارتباط نباشه: http://www.tabnak.ir/fa/news/146683

در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوانده شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنهای کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید.