جعل در فدراسيون ... يا نشر اكاذيب؟
http://amirhoseinnazemi.persiangig.com/audio/Selection/mosahebeh.mp3
صرف نظر از توهين هاي مستقیم و غير مستقيم در صحبتهاي آقاي شعاعي و همچنين اعتراف به پاسخگو نبودن در مقابل يك عضو (نخبه) جامعه كوهنوردي كه مي تواند نماينده ای از اين جامعه محسوب شود، ایشان در مصاحبه خود صريحا فرمودند تعطيلي انجمن ها ربطي به فدراسيون ندارد و نهادهاي نظارتي پي گير موضوعاتي هستند. ضمن اينكه موضوع مربوط به سال جاري نيست!
وقتي ايشان در مصاحبه رسمي خود مي فرمايند از طرف فدراسيون شكايتي از انجمنها نشده يعني اينكه نامبرده پاي هيچ پيشنويس نامه اي با اين محتوي را امضا نكرده و مجوزي براي صدور چنين نامه اي صادر نكرده است در حاليكه جامعه کوهنوردی از طریق اطلاعيه انجمن كوهنوردان مي داند كه وزارت كشور بر مبناي نامه وزارت ورزش چنين اقدامي كرده است (و حتی آنها را به وزارت ورزش عودت داده) و بنده هم به اقتضاي شغلي مي دانم نامه وزارت ورزش هم چيزي نبود جز ارجاع نامه قبلي فدراسيون به وزارت كشور. در واقع نامه فدراسيون، ضميمه نامه وزارت ورزش بود که بنده به چشم خود ديده ام. البته عقل هم چيزي جز اين حكم نمي كند. بنابراين خارج از يكي از اين دو حالت نمي تواند باشد:
۱- اينكه آقاي شعاعي به عنوان يك نيروي ارزشي كه دروغ نمي گويد لابد در زيرمجموعه تحت امرش؛ با جعل امضايش نامه هايي را (با مسئوليت ايشان) صادر مي كنند كه در مورد اخير باعث بحران در كوهنوردي كشور و بروز حجم گسترده نارضايتي ها تا آنجا شده كه جشنواره بين المللي بيستون تحريم مي شود، كه اگر چنين است بايد مشخص شود مجرم كيست و همچنين بايد مشخص شود تا كنون ديگر چه نامه هايي را جعل كرده؟
۲- اينكه آقاي شعاعي، دروغ را هم به مجموعه افتخاراتشان اضافه كرده باشند. به همين راحتي!
كمي جستجو در عملكرد نامبرده (منظورم نه دشمني با پيشكسوتان و انجمنها که همين مصاحبه است) انسان را به شك مي اندازد كه نكند گزينه دوم درست باشد چرا كه در ميان گفته هاي ايشان نكات ريزي وجود دارد كه شائبه نشر اكاذيب را قوت مي بخشد. مثلا ايشان در حاليكه فدراسيون را بي اطلاع از دلايل تعطيلي انجمنها معرفي مي كند، سخن از نهادهاي نظارتي هم به ميان مي آورد. من نمي دانم اظهار نظر در مورد موضوعي كه از آن اظهار بي اطلاع مي كنيم چه معني مي دهد اما باز به اقتضاي شغلي مي دانم كه پاي نهادهاي نظارتي حداقل براي انجمن غارشناسان در ميان نيست و فقط يك نهاد و آن هم وزارت كشور وسط است. ايشان طوري گفته است كه انگار عالم و آدم در تعقيب مجرمانی به نام انجمنها هستند.
همچنين ذكر شد كه نامه مربوط به امسال نيست. بايد پرسيد كدام نامه؟ همان نامه هايي كه نهادهاي نظارتي پي گيري مي كنند و شما در جريانش نيستيد؟ نمي دانم چرا مجري نپرسيد! اما باز هم به اقتضاي شغلي مي دانم و عرض مي كنم نامه دريافتي در وزارت كشور تاريخش مربوط به نيمه دوم فرودين ماه سال جاري است.
کاری به دروغ دیگر ایشان نداریم که پروژه زیراب زنی ا انجمن کوهنوردان؛ با قلب واقعیت ادعا کرده اند که کاظم فریدیان پرچم شیرخورشید را در قله K2 افراشته است در حالیکه همه می دانیم چنین نبوده و پرچمی بی آرم بوده است. گویی پرچم ایتالیا را ۹۰ درجه چرخانده باشند.
سئوال:
به نظر شما آيا آقاي شعاعي طی مصاحبه خود در رسانه ملی مرتكب نشر اكاذيب شده است؟
اگر بلي، صرف نظر از شايستگي براي تصدي رياست، آيا مي توان به آمار و ارقام و كلا ساير حرفهايش اعتماد كرد؟
اگر خير؛ آيا اين به معني نياز فدراسيون به پالايشي براي حذف اين همه فساد و جعل نيست؟ (مدارك قلابي هنوز يادمان نرفته)
پ.ن: آقاي كاوه كاشفي بعد از اينكه بطور مبهم مي گويد خواست سنگنوردان غيرمنطقي است صراحتا بيان مي كنند در فدراسيون مسايل پشت پرده اي وجود دارد. لازم است در خصوص اين مسايل پشت پرده براي افكار عمومي روشنگري فرمايند. مخصوصا كه به عنوان مدعي تصاحب ميز رياست فدراسيون نيز داوطلب مي باشند انتظار شفافيت بيشتري از ايشان مي رود.
اين وبلاگ محلي است براي بيان خاطرات، ذهنيات، تجربيات و اشتباهاتم.