جناب آقاي زارعي
رئيس محترم فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي

سلام عليكم

احتراما" ضمن تبريك انتخاب حضرتعالي به سمت رياست فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي و با عنايت به ضيق وقت و از طرفي نياز فوري به اعمال تغييراتي سودمند در فدراسيون؛ پيشنهادات ذيل بطور خلاصه در جهت سرعت بخشيدن به عملياتي شدن برنامه هاي اعلامي حضرتعالي تقديم مي گردد.

1- استفاده از منتقدين و صاحبان انديشه كه در مقام انتقاد از عملكرد فدراسيون سابق ظهور پيدا كرده بودند: اينان قشري درد ديده اند كه معمولا راه حل بسياري از معضلات را هم دارند. استفاده از اين افراد مي تواند باعث هم افزايي خوش بيني آن قشري گردد كه از عملكردهاي ناهنجار فدراسيون قبلي صدمه ديده و به آن مشكوك بود. به نظر مي رسد ايجاد يك اتاق فكر از افراد با تجربه و نيز صاحبان انديشه در سطح مديريتي مي تواند بسيار به فدراسيون كمك نمايد.

2- ايجاد يك پايگاه ارتباط مردمي مستقل از بدنه اجرايي فدراسيون: متاسفانه به دلايلي كه خارج از حوصله مطلب است ممكن است مشكلات، درد دلها و گلايه هاي كوهنوردان به گوش مديريت نرسد لذا ايجاد يك ميانبر در ارتباط با مردم و دريافت بازخورد از عملكرد كارگروهها و ... مي تواند بسيار مثبت باشد. از آنجا كه اين پايگاه عملا در ساختار رسمي فدراسيون جايي ندارد لذا جايگزين كردن سريع اعضاي آن هيچ حاشيه اي نخواهد داشت. اعضاي اين پايگاه مي توانند با راي گيري مستقيم يا غير مستقيم از كوهنوردان انتخاب شوند. اين افراد بايد قادر باشند به مغز متفكر و بخش تصميم گير فدراسيون بدون هيچ واسطه اي ارتباط برقرار نمايند. طبعا وجود اين تشكيلات منعي براي ارتباط مستقيم با حضرتعالي نخواهد بود ليكن واقعيت اين است كه وقت شما محدوديتهايي خواهد داشت و به نظر بنده هيچ اشكالي ندارد از افرادي كه امين كوهنوردان هستند در اين مورد كمك گرفته شود. مسلما اطلاع شما از خواست كوهنوردان به تصميم گيري مطلوبتر كمك خواهد نمود.

3- نهادينه كردن ارتباط مفيد با انجمنها و تشكلهاي مردمي مرتبط: يكي از رفتارهاي ناهنجار مديريت قبلي فدراسيون، دشمني كردن با انجمنها و باشگاه هاي بزرگ بود كه به عقيده اينجانب نقش مهمي در افزايش نارضايتي ها داشت در حاليكه فدراسيون نقش پدر معنوي باشگاهها را دارد. همچنين استفاده از پتانسيلهاي عظيم انجمن كوهنوردان ايران و انجمن غار و غارشناسي ايرانيان مي تواند به ارتقاء جايگاه فدراسيون كمك نمايد. بنده تا حدي در جريان فعاليتهاي انجمن اخير بوده و هستم و مي دانم چه نقشي در وزين شدن بيلان كار ساير سازمانها داشته اند. اينكه چرا فدراسيون نه تنها از اين بستر استفاده نكرد بلكه به تقابل با آن پرداخت هنوز در پرده ابهام است. توضيح كوچك اينكه اين انجمنها به دليل نداشتن محدوديتهاي تخصصي مي توانند نقطه اشتراك بسياري از فعاليتها باشند و با انبوده اعضاي مختلفي كه بصورت داوطلبانه فعاليت مي كنند عملا امكاناتي فراهم مي آورند كه شايد از عهده هر دستگاه با تخصصي (به دليل اينكه به همان يك تخصص مي پردازد) خارج باشد. اكنون فرصت خوبي است تا به بين انجمنها و فدراسيون درخت دوستي نشانده شود و هر دو نهاد از مزاياي آن بهره مند شوند كه لازمه اين كار اولا حذف افراد مغرض نسبت به انجمنها در كارگروها و ثانيا ايجاد كارگروهي به نام كارگروه انجمنها و باشگاههاست كه اعضاي آن منتخب اينها باشند.

4- توجه بيشتر به رشته هاي مدال آور به جاي ماجراجويانه: واقعيت اين است كه فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي ماهيتا يك فدراسيون ورزشي است و از يك فدراسيون ورزشي اولين انتظاري كه مي رود تلاش براي كسب مدال در رقابتهاي بين المللي است در حاليكه به نظر مي رسد عمده توجه فدراسيون قبلي سفرهاي برون مرزي و برنامه هاي ماجراجويانه كوهنوردي است. خاطره تلخ وقايعي كه براي تيمهاي ملي سنگنوردي و يخنوردي رخ داد به نظر اينجانب يكي از برگهاي سياه عملكرد فدراسيون قبلي است.  درد دل تنها بانوي يخنورد كشور كه مجوز حضور در المپيك زمستاني را گرفته بقدري تازه است كه هنوز در مطالب برخي از روزنامه ها ديده مي شود. اين ورزشها عي رغم اينكه مي تواند به احتزاز پرچم كشورمان در بالاي ساير كشورها و نواختن سرود ملي كشورمان در حضور ساير ملل بيانجامد به دليل اينكه داشتن ايمني و عدم خسارات جاني مي تواند وجهه خوبي در نزد مردم ايجاد كرده زمينه را براي اقبال عمومي به اين رشته ها فراهم آورد.

۵- پرهيز از موازي كاري: واقعيت اين است كه رئيس فدراسيون سابق علي رغم اينكه مطابق اساسنامه وظايف  زيادي را به فراموشي سپرده بود اما در ورود به حيطه هايي كه داراي ابهامات حقوقي بود بسيار فعال بود كه شائبه سوء استفاده مالي را تقويت مي كرد. بطور مشخص مدارك پزشكي تحت عنوان پزشكي كوهستان يا مدارك نقشه برداري (غار)‌ و ... از آنجا كه داراي متولي مشخصي در كشور هستند مصداق بارز موازي كاري محسوب مي شود و مبالغ دريافت شده از سوي فدراسيون از اين كانال جاي سئوال داشته و مي تواند پاي نهادهاي نظارت حكومتي را به فدراسيون باز نمايد كه يقيننا مطلوب هيچ كوهنوردي نيست. طبعا در راه اصلاح رويه ناصواب گذشته با مخالف ذينفعان روبرو خواهيد شد و انواع توجيهات را در ادامه مسير قبلي،‌ به سمع و نظرتان خواهد رسيد اما حتما توجه داريد كه هيچ يك از اين توجيهات مبناي قانوني نداشته و با انگيزه هاي خاص مطرح مي شوند.

۶- شفاف سازي: با توجه به اتهاماتي كه به فدراسيون قبلي در خصوص سوء استفاده و دريافت پورسانت از شركتهاي گردشگري خاص براي اعزام كوهنوردان ماجراجو به فراسوي مرزها وجود داشت؛ شايد فعاليت جنابعالي در يك شركت گردشگري، پاشنه آشيل حضرتعالي محسوب گردد. بنابراين پيشنهاد اكيد دارد در اين خصوص تدابير لازم را بكار بسته تا در آينده از هر گونه اتهامي مبرا باشيد.

۷- پرهيز عملي از برخوردهاي تبعيض آميز: يكي از شاخصه هاي زشت فدراسيون قبلي رفتار تبعيض آميز با كوهنوردان و مرزبندي آنها به خودي و غير خودي يا فدراسيوني و مستقل بود بطوريكه حمايتهاي فدراسيون به كوهنورداني انگشت شمار محدود مي شد. علي رغم بيان گلايه هاي زيادي از سوي كوهنوردان اين رويه نامطلوب كماكان ادامه داشت و حتي بنده نيز در اين مورد با استناد به سايت فدراسيون نگاشتم. خوشبختانه در همان اولين سخنرانيهاي حضرتعالي صحبت از باز بودن درب فدراسيون به سوي همه ورزشكاران به ميان آمد اما واقعيت اين است كه حتي رييس قبلي نيز در مصاحبه هاي خود صحبتهاي مشابهي ايراد مي كرد. لذا توجه بيشتر به اين موضوع و انجام اقداماتي كه نمود عيني و خارجي از اين وعده را داشته باشد مي تواند تفاوت آشكاري بين جنابعالي با رئيس اسبق ايجاد نمايد.

اينجانب نيز چون ساير اقشار جامعه كوهنوردي، ضمن اعلام آمادگي براي انجام هر گونه ياري و مساعدت، از خداوند متعال، توفيق جنابعالي را در اعتلاي جايگاه اين رشته مسالت دارد.