نقد بايد نقد باشد. نقدي كه نقد نباشد نسيه است!
مطلبي در وبلاگ راميار با عنوان "عظیم قیچی ساز متهم یا ورزشکار موفق؟" به آدرس http://lawansaqez.blogfa.com/post-1429.aspx) در پاسخ به اميرحسين ناظمي در انتقاد از اين ورزشكار كشورمان به رشته تحرير درآمده است كه در حين مطالعه آن چند نكته بشرح ذيل به نظرم رسيد كه آنها را با نويسنده مقاله نيز در ميان گذاشتم:
1- انشاء الله با تثبيت دولت تدبير و اميد نگراني ها براي ويزا رفع خواهد شد. نشانه هاي آن را از هم اكنون شاهديم! به نظر بنده اصولا اين موضوع مطلب قابل درجي در يك مقاله نمي باشد.
2- همه جاي دنيا اگر كسي پول خوبي خرج كند، تحويلش مي گيرند. هيچ كس عاشق چشم و ابروي كسي نيست. مثال بزنم از كشورهاي عرب نشين خليج فارس كه به لطف ميلياردها دلارشان هيچ كسي يادش نمي آيد حقوق بشر آنجا هنوز تعريف نشده، چه برسد به رعايت بخشهايي از آن! عظيم هم خوب خرج مي كند و خب طبعا خوب هم تحويلش مي گيرند. پس اين موضوع به نظر من دليل بر حسنات كسي نيست. البته به نظر من!
3- وجود بند (پ) و استفاده از رانت "هنر" قلمداد شده بود كه از ديد بنده جاي تامل فراوان داشت! در مورد ليلا اسفندياري يادآوري كارشكني فدراسيون و تهديد اسپانسر او شايد لازم باشد. برخورد فدراسيون با عظيم 180 درجه خلاف آن است. چرا؟ من عكسي از ديوار حياط فدراسيون گرفته ام كه در آن با پارچه اي فقط و فقط از عظيم بخاطر صعودش تقدير شده بود و ديگر كوهنوردان هيچ! چرا؟ مقاله اي در خصوص توجه بي اندازه فدراسيون به عظيم و غفلت معني دار از ساير قهرماناني چون مهدي عميدي؛ كاظم فريديان و ... در وبلاگ من موجود است كه بطور مستند و مستدل هر گونه شك و شبهه اي را در برخورد سليقه اي رد مي نمايد! (آدرس مطلب مورد اشاره: http://newbie.blogfa.com/post/342 )
4- اميرحسين تواناييهاي شخصي عظيم را زير سئوال نبرده و فقط به موضوع رانت اشاره مي كند و آنچنان كه از كامتينگ مقاله اش هم پيداست مي خواهد بگويد اگر اين رانت در اختيار بقيه قرار مي گرفت صدها عظيم داشتيم! امير حسين مي گويد عظيم كار شاخصي نكرده و معتقد است يومار زدن روي طناب ثابت از عهده هر كسي بر مي آيد اگر پول آن طناب ثابت را داشته باشيم!
5- بحث نانگا كه به درستي به آن اشاره شد فراتر از موضوعي بود كه راميار بيان نمود. به نظر من آن سكوت اثبات كننده خوش نيت نبودن عظيم بود! اثبات كننده خودخواهي و صعود به قيمت له كردن ديگران بود! به نظر من عظيم فقط خودش را مي بيند و براي جلب رضايت فدراسيون اگر لازم باشد (نعوذبالله) خدا را هم منكر شود! عظيم تا كنون در چند عمليات امداد در هيماليا شركت كرده است؟ ولي مهدي عميدي شركت كرده بود! عظيم تا كنون چند مسير جديد باز كرده؟ اما آرشي ها مسير جديد باز كردند! خيليها كار بچه هاي ترانگو را از كارهاي عظيم با ارزشتر مي دانند. اما همه ي تبليغات فدراسيون روي عظيم است! چرا؟
6- مقايسه تيم فوتبال با كوهنوردي انفرادي مقايسه اي مع الفارق است و بقدري به آن اشكال وارد است كه ورود به آن خود در حد يك مطلب تمام عيار ديگري است.
7- به نظر بنده عظيم قيچي ساز تلاش مشهود و مشخصي دارد تا به جاي نام ايران نام خود را بر زبانها براند. ايجاد سايت شخصي او در همين راستا معنا دارد و تلاش دارد خودش را جدا نمايد. درست مثل كوهنوردان غربي عمل كرده است كه سايتهاي شخصي دارند كه بواسطه آنها معروف مي شوند. بنابراين زياد با اينكه ورود او به باشگاه هشت هزارمتريها بخاطر تعالي نام ايران باشد موافق نيستم. اگر گفته شود ترانگو براي ايران افتخار آفريد مي توان آنرا پذيرفت چرا كه هيچ يك از قهرمانان آن برنامه تبديل به چهره اي مجزا از تيم نشد و همه جا نام تيم ايران بود!
به همين ترتيب وقتي باشگاه آرش مسير جديدي روي برودپيك باز مي كند نام آن مسير ايرانيان درج مي شود و اگر سه عزيز از دست رفته آن حادثه را رقم نمي زدند اينگونه نبود كه چهره اي خود را جدا كرده و به فكر منافع خود باشد و هر آنچه بود تيم ايران بود! اما عظيم چطور؟ عظيم تيمي ندارد و همه صعودهايش را انفرادي انجام داده. حتي زماني كه با بقيه ايرانيها در كمپ قرار دارند براي ظاهر هم كه شده تيمي تشكيل نمي شود و ايران مطرح نمي شود. هر آنچه هست عظيم است! اين موضوع با ايجاد سايت شخصي پررنگتر هم مي شود!
بنابراين نمي توانم با مطلبي كه راميار درج كرده موافق باشم. شايد ديگراني هم با من موافق يا مخالف باشند.
پ.ن: نسخه محلي نقد راميار را مي توانيد در ادامه مطالعه فرماييد:
|
در وبلاگ ندای کوهستان مطلبی نگاشته شده است که شاید پارادوکسی غیر قابل انکار در دیدگاه کوهنوردان کشور به فعالیتهای وی باشد . اما دوست داشتم مطلبی کوتاه در این مورد بنویسم . اعتقاد شخصی بنده بر این است که تلاشهای عظیم بر روی قلل هیمالیا هرچند از مسیر نرمال هم باشد اما به عنوان هدفی که خود عظیم برای خود طرح ریزی کرده است در خور احترام و ستایش است. ایرادهایی که برخی از منتقدانش بر وی میگیرند شاید وجود اسپانسر دولتی باشد اما فارغ از اینکه در سالیان اخیر فدراسیون مانع تراشی های فراوانی برای سایر کوهنوردان در جذب اسپانسر داشته است که می توان به لیلا اسفندیاری و حتی پروانه کاظمی و... اشاره کرد. اما تلاش عظیم در جذب اسپانسر به اعتقاد من مثبت بوده است . هنر جذب اسپانسر در این شرایط بحران اقتصادی کشور یک دستاورد چشمگیر است که ای کاش این موفقیت را در سایر کوهنوردان نیز می دیدیم البته اگر فدراسیون کوهنوردی بگذارد. ایرادی که به مطلب امیر حسین ناظمی می توان گرفت درک ناصحیح از وضعیت عظیم در طول دوران ورزشی اش است . عظیم در سالیان ابتدایی تلاشش بر روی هیمالیا اینچنین با اقبال روبرو نبود و مجموعه ای از عوامل دست به دست هم داد تا در دوران شعاعی ضعف کوهنوردی در سیستم فدراسیون و نبود مهره هایی اثر گذار در این سیستم و حادثه ی تیلیچوپیک شعاعی را به این نتیجه برساند که سرمایه گذاری خود را به صورتی مطمئن تر بر روی عظیم متمرکز کند و آنهم تلاشش اداری و تشکیلاتی بود نه مالی ! چیزی که پس از صعود خط الراس آناپورنا کم رنگ تر شد . در سوی دیگر شهرداری تبریز وقتی هزینه های میلایردی صرف باشگاهای فوتبال می کند لزومی ندارد برای حمایت از یک هیمالیانورد که هم فکر و همنورد ماست تنگ نظر باشیم . عظیم قیچی ساز یک ایراد بزرگ در کارنامه ی خود داشت و باعث شد دیدگاه کوهنوردان به نسبت وی اندکی کدرشود و یا دست کم از آن همدلی که تا پیش از آن برای موفقیتش بود کاسته شود که میتوان به سکوت منفعت طلبانه ی وی در مقابل تبلیغات و سرکوب علیه تیم نانگا بود . حسین رضایی در آن زمان تمام تلاشش را بکار بست تا با ابزار قرار دادن تصاویر عظیم پتک آخر خود را بر سر تیم فرود آورد که سکوت عظیم یک بی تفاوتی معنی دار بود که بخشی از جامعه ی کوهنوردی را از وی رنجاند . اما فراموش نکنیم اگر در دنیای امروز صعود 14 قله تلاشی پراهمیت و یا دستاوردی چشمگیر نباشد اما عظیم به نام کشوری در تلاش است که حتی تبت و بوتان نیز از دادن ویزا برای مردمش سر باز مینهند. تلاش برای فتح 14 قله از مسیر نرمال در حال حاضر اگرچه شاخص ترین نیست اما چشمگیر ترین تلاش مستمر(!) در کوهنوردی کشور است کوهنوردی که فاصله ی بسیاری با کوهنوردی روز دنیا دارد . پس به تلاش این جوان احترام بگذاریم و قدر دان حمایتهای مالی شهرداری تبریز نیز باشیم . بضاعت کوهنوردی ایران در حال حاضر چیزی فراتر از این نیست . پی نوشت : صعود عظیم به قله ی چوایو را به ایشان و جامعه ی کوهنوردی آذربایجان و کوهنوردان کشور تبریک میگویم. |
اين وبلاگ محلي است براي بيان خاطرات، ذهنيات، تجربيات و اشتباهاتم.