توي اين مدت 3 تا برنامه خوب داشتم. يكي شركت در برنامه تمرين اكتشاف غار بود تحت عنوان گردهمايي غانوردان ايران كه در منطقه پراو برگزار شد براي
من تمرين خوبي بود و ديدگاهي از مقياسها دستم اومد. دوميش، قله اي به نام
"نيزوا" بود تا حالا حتي اسمش رو هم نشنيده بودم. آخرين برنامه هم مربوط
به همين هفته بود. پنجشنبه با يك گروه جمع و جور رفتيم شاه دژ و جمعه برعكس با يك گروه بزرگ، بازديدي از قلعه رودخان داشتيم. از شاه دژ خيلي خوشم اومد. درحاليكه پياده روي زيادي نداست اما برنامه فني بود (كوهنوردي كرديم نه كوهپيمايي).
دوستانم به من نگفته بودن كه برنامه فنيه و فكر مي كردم يه چند متري دست
به سنگ داشته براي همين ابزار فني نبرده بودم، بعد ديدم يكي حتي كفش
سنگنوردي هم آورده. اولين بار از يك اسلينگ 120 يك صندلي اضطراري درست
كردم و ازش استفاده كردم. با وجوديكه اسلينگ باريكي بود ولي زياد اذيتم
نكرد. فقط كارابين پيچم (پزل مدل لاكر) خيلي اذيت كردچون دهانه اش براي گره حمايت دولا كوچيك بود. ديگه بيشتر تعريف نكنم و موكولش كنم به خاطره اي كه انشالله به زودي مي نويسم. راستي اين پله هاي قلعه رودخان خيلي اذيت مي كنه!

