آوای کوه
اد ويستورز: صعود به قله امري اختياري است درحاليكه فرود از آن اجباري است 
لینک دوستان

زماني را به ياد دارم كه باشگاه دماوند را به فقط به فني بودن نمي شناختم. غيرتمندي بعد مهم و پررنگ ديگر آن بود. اينكه اعضاي باشگاه علي رغم اختلاف سلايقي كه با هم دارند ولي حكم يك خانواده را دارند با همان تعصب. شايد زماني كه حرف نحوه اداره باشگاه باشد بحثهاي داغي صورت بگيرد ولي زماني كه باشگاه يا عضوي از باشگاه در خطر باشد اتحادي عجيب شكل مي گرفت. اين خصوصيت را خيلي دوست داشتم. هنوز هم دارم. به آدم يك دلگرمي خاصي مي دهد. اين موضوع چيزي نبود كه صرفا در دفتر باشگاه شاهد آن باشم. يك بار با اميرحسين ناظمي عازم توچال شديم. هيچكدام بدن آماده اي نداشتيم. من به معناي واقعي ضعيف شده بودم. هوا هم بازي مي كرد. گاهي خوب بود گاهي بد. توان بدني كم باعث شد بسيار دير به قله برسم و وقتي رسيدم اميرحسين با تله كابين برگشته بود و تله كابين هم خاموش بود. شايد 10 دقيقه دير رسيده بودم. از آنجا كه وقتي آدم بد مي آورد از همه طرف باهم بد مي آورد من هم در آن برنامه نه تجهيزات مناسبي داشتم و نه آب و خوراك زياد. بر اساس خاطرات و بدون توجه به افت شديد بدني اقدام به صعود كردن نتيجه بهتري هم ندارد. جزء معدود دفعاتي بود كه از توچال ترسيدم. خورشيد غروب كرده و برف يخ زده و نداشتن يخشكن و باد سوزناك و نداشتن البسه مناسب در كنار نبود آب و ... دست به دست هم داد تا به اين باور برسم كه اگر اصرار به فرود كنم اگر حادثه ندهم اولا نصفه شب به پايين خواهم رسيد و ثانيا چنان خسته خواهم بود كه يك هفته تمام نياز به استراحت داشته باشم. براي همين فرود نيامده و شب را در هتل توچال گذراندم. بگذريم كه آنها هم فقط اتاقهاي بزرگشان مانده بود و كارت خوان هم نداشتند كه داستاني بود براي خودش. ولي چيزي كه برايم جالب بود اين بود كه شب هنگام آقاي سيامك شايان كه در آن زمان مدير عامل باشگاه بود به من زنگ زد و از احوالم جويا شد. وقتي ديد در سلامت هستم خيالش راحت شد. ظاهرا اميرحسين نگران من شده و موضوع رو به ايشون منتقل مي كنه. تماس ايشون در حالي بود كه در فضاي مجازي بحثهاي داغي بين ايشون و آقاي كيومرث كاوياني درگرفته بود و بنده نيز هم در مورد برخي مسايل مطروحه از سوي آقاي شايان نظر مخالفي داشتم و هم نسبت به ادبيات ايشان انتقاد. حركت ايشون هيچ وقت از خاطرم پاك نمي شه و برايم سمبلي بود از داشتن اتحاد در عين اختلاف راي.
خلاصه اينكه در كلوب دماوند رسم بر اين بود كه پيشكسوتان را گرامي دارند و رفتگان را بزرگ اما امسال گويي روال ديگري حاكم بود. گويي باشگاه رمقي براي ياد كردن از قهرمانانش را نداشت. هيچ بزرگذاشتي براي ليلايي كه آنچنان به باشگاه متعصب بود برگزار نشد. فقط 2 دقيقه سكوت. نه عكسي نه سخنراني و نه خاطراتي ... اينگونه بودن باشگاه را نمي پسندم. مرا به ياد محل كارم مي اندازد. با وجود اينكه 2 شهيد داريم سال به سال يادي از آنها نمي شود.
اميدوارم باشگاه به زودي همان باشگاهي شود كه دوستش داشتم. همان باشگاهي كه بين اين همه باشگاه مرا به خود جلب كرد و عضوش شدم. مي دانم كه فراز و فرودهاي زيادي داشته و مي دانم كه از خطر انحلال نجات پيدا كردم اما اميدوارم دوباره همان شود كه بود. به همان گرمي ...


برچسب‌ها: ليلا اسنفدياري, باشگاه دماوند
[ دوشنبه 1393/05/06 ] [ 15:10 ] [ تازه کار ]

قضيه كامنت جعلي موضوع جديدي نيست. چندين و چندبار تا كنون با هدف تخريب چهره اينجانب كامنتهايي با نام مستعار "تازه كار" در فضاي عمومي پخش شده است. آخرين نمونه اي كه به آن برخورد كردم كامنت مشمئز كننده اي در وبلاگ "تهران كوه" است كه خوشبختانه با هوشياري آقاي عزيزالهي نويسنده فرومايه آن به هدف كثيفش نرسيد...


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1393/05/06 ] [ 14:51 ] [ تازه کار ]

صعود زمستانه علم كوه شايد از جمله شاخصترين فعاليتهاي كوهنوردي قابل تصور در ايران باشد. سال گذشته شاهد موفقيت تيمي مستقل و متشكل از كوهنوردان باشگاههاي مختلف در صعود زمستانه به مسير 48 لهستانيها بوديم. خاطرم هست اگر چه اين تيم مورد حمايت معنوي جامعه كوهنوردان كشور بود ولي به لحاظ مالي همچون هر تيم ديگر با مشكلاتي هم روبرو بود ولي در نهايت برنامه اجرا شد و خوشبختانه موفقيت آميز و بدون حادثه به پايان رسيد. اما متاسفانه بلافاصله بعد از صعود تيم زمزمه هايي در مورد حواشي برنامه به گوش رسيد و بعضا گلايه هايي هم بصورت سربسته در فضاي مجازي طرح مي شد. نكته اي كه در اين ميان برايم جالب بود اينكه به مرور و با گذشت زمان به جاي اينكه كدورتها فراموش شوند بر شدت آنها افزوده شد و سوء تفاهمات بالا گرفت و حتي بحث كوهنورد دولتي و مستقل را در حالي زنده كرد كه ...


برچسب‌ها: علم كوه, امين معين, مهدي فرهادي
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1393/04/30 ] [ 11:16 ] [ تازه کار ]

در مطلب "روز خوب كوهنوردي ما" به قلم آقاي مهدي فرهادي در وبلاگ پيارو، كامنتي با نام تازه كار درج شده كه ارتباطي با بنده ندارد.

 

با توجه به اينكه نزديك به هشت سال است كه بنده با نام تازه كار در اين وبلاگ قلم مي زنم به گواهي گوگل در فضاي مجازي نيز فعال بوده ام تصور اينكه شخص كامنت گذار از اين موضوع بي اطلاع بوده باشد كمي بعيد به نظر مي رسيد. از طرفي اين روزها به دليل مشغله حضور كمرنگي در فضاي مجازي دارم. بنابراين احتمال دادم ممكنه از حضور كمرنگ بنده سوء استفاده شود و كامنتهاي مختلفي (و احتمالا حاشيه داري) با نام بنده بصورت عمومي يا خصوصي درج گردد. بنابراين اگر احتمالا كامنتهاي بي ادبانه؛ تهاجمي يا پرخاشگرانه با نام "تازه كار" دريافت كرديد لطفا اين موضوع را مد نظر قرار داده از اصالت آن اطمينان حاصل كنيد.

 


پي نوشت: ثبت نام صعود قلم را از دست ندهيد. (http://soud-e-ghalam.blogfa.com)

 


برچسب‌ها: كامنت, نام مستعار, تازه كار
[ دوشنبه 1393/04/16 ] [ 13:10 ] [ تازه کار ]

نگارنده در حال حاضر فقط دو سازمان مردم نهاد كه فعاليتهايي با ارتبط مستقيم يا غيرمستقيم با ورزش كوهنوردي دارند را مي شناسد كه در سطح ملي مشغول به كارند. انجمن كوهنوردان ايران و انجمن غار و غارشناسي ايرانيان. اگر چه اين دو انجمن هم از حيث فلسفه تولد و اهداف مورد پي گيري باهم تفاوتهاي زيادي دارند ولي از آنجا كه هر دو مجوز فعاليتشان را از وزارت كشور دريافت كرده اند در خصوص ساختار و مسايل قانوني مرتبط، باهم شباهتهايي نيز دارند.
متاسفانه ...


برچسب‌ها: سازمانهاي مردم نهاد, انجمن كوهنوردان ايران, انجمن غار و غارشناسي ايرانيان, انجمن, اساسنامه
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1393/02/31 ] [ 12:6 ] [ تازه کار ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

اين وبلاگ محلي است براي بيان خاطرات، ذهنيات، تجربيات و اشتباهاتم.