تبليغاتX
آوای کوه
خوب است ولي كافي نيست! تازه با يك اگر... چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 9:24

با حادثه براي مرحوم جعفرناصري و بالا گرفتن انتقادات (مطلب مرتبط: http://newbie.blogfa.com/post-344.aspx)، فدراسيون خبر از برگزاري يك همايش با هدف نقد حوادث كوهنوردي مي دهد (آدرس: http://msfi.ir/archive/news-archive/2564-2012-05-15-03-56-15)

(منبع عكس: سايت فدراسيون)

اين اقدام از لحاظ شكلي تا حدي پاسخگوي انتقادات خواهد بود اما در محافل عده اي معتقدند فدراسيون به حوادث برنامه هاي فدراسيوني نخواهد پرداخت يا به بصورت كمرنگ به آنها اشاره مي كند و تمركز خود را بر صعودهاي مستقل خواهد گذاشت. در يك كلام، معتقدند هدف اين همايش، نقد نيست، واكنشي است براي فرار از فشارهاي وارده يا حتي فرصتي براي ضربه زدن به كوهنوردان مستقل. با انگيزه انحصارطلبي تا همه كوهنوردان صرفا از كانال فدراسيون اقدام به ماجراجويي در هيماليا نمايند (صحبتهاي آقاي بابازاده: http://boorjsina.persianblog.ir/post/221 و http://boorjsina.persianblog.ir/post/223) و به اين ترتيب منافع عده اي تامين شود ( مطلب مرتبط: http://www.lawansaqez.blogfa.com/post-1137.aspx )!!!

به نظر نگارنده، بايد ريشه اين نگرانيها را در عملكرد سليقه اي فدراسيون (آدرس مطلب مرتبط: http://newbie.blogfa.com/post-342.aspx ) جستجو كرد. واقعيت اين است كه علي رغم حضور زياد كوهنوردان در همايشهايي اين چنيني، كمتر كسي تحت تاثير آن قرار مي گيرد و بيشتر افراد به آن، به عنوان فرصتي براي تازه كردن ديدارها و ... مي نگرند. براي تاثيرگذار بودن همايش لازم است تا اعتمادسازي شود. اعتمادسازي رويه اي سريع نيست و نياز به دو عامل شفاف شدن بي غرضي و صبر و شكيبايي دارد.

اگر فدراسيون هم اين عوامل را بكار ببندد و با حفظ بي طرفي زمينه را براي واكاوي تمام مرگها (نه فقط مرگ كوهنوردان مستقل) فراهم نمايد مي توان انتظار داشت كه نتيجه اين اقدام را چند سال بعد شاهد باشيم. فراموش نكنيم كه در اين راه، يكي از وظايف فدراسيون، تامين امنيت روحي بازماندگان يك حادثه است تا در پناه آن به ارائه گزارشي صادقانه اقدام شود كه بتوان به آن استناد نمود و نقاط قوت و ضعف را بيرون كشيد و براي آينده درس گرفت. به عنوان مثال، گزارش دقيق يوسف سورني نيا در مرگ خليل عبدنكويي و تحليل ستودني دكتر فريدعباسي، به عنوان يك نمونه عالي، كلاسيك و آموزنده موجود است كه دقيقا مشخص نيست تا كنون جان چند نفر را از خطري مشابه نجات داده باشد!  (آدرس مطلب: http://mountainmedicine.blogfa.com/post-68.aspx و http://mountainmedicine.blogfa.com/post-70.aspx و http://mountainmedicine.blogfa.com/post-71.aspx ) در طرف مقابل ورود به حواشي، مثل اتفاق نانگا، باعث كدر شدن فضا شده و مانع از سودمند شدن گزارشات مي باشد و شاهديم مرگها كماكان يكي بعد از ديگري و با دلايلي مشابه، در هيماليا اتفاق مي افتند. براي رسيدن به نتيجه اي مشابه، بايد فضايي مشابه ايجاد كرد تا بتوان گزارشي دقيق در دست داشت و گزارش دقيق فقط و فقط به واسطه احساس امنيت بازماندگان به دست خواهد آمد.

همچنين شايسته است فدراسيون برنامه بلندمدتي هم براي كارآموزان جديدي كه پا به عرصه كوهنوردي مي گذارند داشته باشد چرا كه از يكسو با رويه فعلي، ماجراجويي زودهنگام آنان دور از ذهن نيست و از سويي ديگر تربيت افراد جديد راحتتر است تا تعامل با درختي كه ديگر شكل گرفته.

مكمل همه اين سياستها هم مقابله با تب هيماليانوردي است. اگر فدراسيون دل از تبليغات گسترده ي خود براي هيماليا و هيماليانوردي نكند، بعيد است كه سياستهاي مذكور، اثر موثري داشته باشند.

نوشته شده توسط تازه کار  | لینک ثابت |

مرگها - نقدي بر فدراسيون یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 14:19
مرگها يكي پس از ديگري رقم مي خورند. سامان نعمتي (۸۷)، سعيد بهاءلو (۸۷)، مهدي اعتمادي فر (۸۸)، عيسي ميرشكاري (۹۰)، ليلا اسفندياري (۹۰) و اكنون جعفر ناصري!

آيا نبايد جلوي اين مرگها را گرفت؟ اگر بايد جلويش گرفت؛ چطور؟ ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تازه کار  | لینک ثابت |

مرگها - خبر مرگ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 11:27

ديشب اولين پيامك را از سيامك شايانپور گرفتم كه خبر از درگذشت "جعفرناصري" مي دهد. اسمش برايم ناآشناست. كنجكاوي نمي كنم. دومين پيامك كه از شماره اي ناآشنا بود نيز بعدا همين خبر را تكرار كرد!  ببخشيد شما؟ پاسخي نمي آيد. ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تازه کار  | لینک ثابت |

فدراسيون پاسخ دهد! البته اگر صلاح مي داند! چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 11:59

ضمن ارزش قايل بودن براي همه همنوردان عزيز، هدف از اين مطلب، زير سئوال بردن هيچ يك از همنوردان نيست و ارزش كارهاي هر كدام به همان اندازه اي كه برايش زحمت كشيده محفوظ است. هدف اين مطلب فقط و فقط نقد عملكرد فدراسيون كوهنوردي است كه به گمان نگارنده، در حال ضربه زدن و تضعيف فعاليت مورد علاقه ما، يعني كوهنوردي است.

مروري بر گذشته:

  1. مهدي عميدي در يك برنامه، نه تنها قله هاي اورست و لوتسه را بدون اكسيژن صعود مي كند كه در يك عمليات امداد و نجات در ارتفاع، هم شركت مي كند. هم صعودي به مراتب سخت و هم كاري انساني! (http://sunlandtour.com/Default.aspx?Ip=789&NewsId=195 ).
  2. باشگاه آرش اقدام به ادامه گشايش مسير پارسالش در هيماليا به نام ايران مي كند! اين اولين گشايش مسير ايرانيها در هيمالياست. (http://www.arashclub.com/index.php?option=com_content&view=article&id=198:q90q-&catid=37:brodpic&Itemid=35 )
  3. باشگاه دماوند براي اولين بار تيمي را كاملا متكي به خود و بدون حمايت شرپا روانه كوهي مي كند كه به كوه قاتل شهرت دارد كه توسط هيچ ايراني صعود نشده!  http://www.iranianchallengers.com
  4. امير زرين و حميد صفرزاده به عنوان دومين تلاش ايران به يكي از فني ترين قله ها صعود مي كند! آمادابلام! ويژگي اين صعود آن بود برخلاف رويه معمول و بصورت آلپي صعود شد! (http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8909160769)
  5. كاظم فريديان اولين ايراني و هنوز تنها ايراني فاتح سرسخت ترين قله جهان كي ۲ است! قبل از او مرحوم خادم و بعد از او مرحوم اسنفدياري هم روي اين قله تلاش كرده اند.
  6. عظيم قيچي ساز، كوهنوردي توانايمان به عنوان اولين ايراني كه روي قله آناپورنا قرار مي گيرد و تلاش احسان پرتوي نيا را به ثمر مي نشاند.

با حفظ ارزش همه اين فعاليتها بياييد مقايسه اي بي طرف و بدون عرض و حتي تعصبات قومي داشته باشيم. شما براي كداميك ارزش بيشتري قايليد؟ به كداميك نمره بالاتري مي دهيد؟ 

من نمره اول را به عظيم نمي دهم! البته صدر بودن قيچي ساز به دليل تعداد بالاي صعودهايش است و نه خاص بودن آنها. عظيم آقاي گل كوهنوردي ماست ولي به نظر من زيباترين گل متعلق به وي نيست.  شايد چيزي شبيه به مقايسه مسنر با كوكوچكا باشد كه مسنر اولين تكميل كننده كلكسيون قلل مرتفع بود ولي سختترين صعودها متعلق به كوكوچكا بود. طبيعي است كه هر يك جايگاه خود را دارد. اما ظاهرا فدراسيون طور ديگري مي انديشد و براي عظيم قيچي ساز جايگاه خاصي در نظر گرفته است.

در حاليكه در سايت فدراسيون نه تنها صعودهاي حماسي مهدي عميدي تبريك گفته نمي شود كه حتي از كار انسان دوستانه وي هم تقدير نمي شود. اورست مربوط به تلاشهاي امسال بهمنيار است. 

اصلا انگار مهدي عميدي سال گذشته وجود خارجي نداشته است!

اما در مورد باشگاه آرش، جستجوي نام برودپيك هيچ حاصلي در سايت فدراسيون ندارد. گويي چنين كوهي وجود خارجي نداشته و هيچ اقدامي هم روي آن صورت نگرفته.

اما جستجوي نام آرش به نتايجي چند منجر مي شود كه البته همگي مربوط به اقدام پيارسال و نه پارسال اين گروه است. گويي پارسال هيچ فعاليتي نداشته اند.

در مورد امير زرين موضوع از اين هم بدتر بود چرا كه نه تنها هيچ اثري از زرين و صفرزاده در جستجو از سايت حاصل نمي شود كه حتي از آمادابلام و سعيد طوسي (كه براي اولين بار آنرا صعود كرد) نيز مطلبي در سايت فدراسيون پيدا نمي شود.

برنامه نانگا هم كه ديگر جك محافل شده است! صعود نانگا رسما در حالي تكذيب شد (آدرس: http://msfi.ir/archive/news-archive/1394-1389-07-28-04-41-47) كه آقاي بابازاده عكسهايي از برنامه را كه به امضاي كوهنوردان بزرگ دنيا در تاييد صحت اين صعود را علاوه بر گواهي صعود آنان در اختيار كميته قرار داده بود و هيچ يك از افراد كميته هم حتي تلاشي براي صعود به اين قله نداشته اند چه برسد به فتح آن! (يعني حضرات خود را از آن كوهنوردان هم بالاتر مي دانند)

در مورد كي۲ خود را بيهوده خسته نكنيد چرا كه هيچ اثري از فريديان پيدا نخواهيد نكرد. نه براي كي۲ و نه براي نانگا. اصلا همچين كوهنوردي وجود خارجي ندارد!

فريديان را فراموش كنيد. خود كي ۲ را هم نميتوانيد پيدا كنيد! آنرا به هر شكل كه جستجو كني هيچ نتيجه اي در بر ندارد

 

اما اين يك اشكال فني از سايت فدراسيون نيست و فدراسيون هميشه اينگونه عمل نمي كند! به عنوان يك مثال به عظيم قيچي ساز مي پردازيم! (او تنها مثال نيست و در شكل مربوط به اورست مثالهاي ديگري هم مشاهده مي شود)

فقط جستجوي آناپورناي امسال عظيم مايه حيرت از تعدد نتايج مي شود و گويي آناپورنا فقط به عظيم محدود مي شود و اصلا انگار نه انگار كه قبلا هم يك ايراني ديگر نيز روي آن تلاش كرده و تا پاي مرگ هم پيش رفته و با معجزه از بهمن نجات يافته است.

از بدرقه اش گرفته تا لحظه لحظه صعودش گزارش مي شود! تيرخلاص موضوع را تبريك عجولانه فدراسيون مي زند بطوريكه عظيم هنوز از قله به سمت پايين حركت نكرده (لفظ دقايقي پيش مويد اين موضوع است) و حتي قبل از تاييد سايتهاي معتبر اقدام به درج خبر صعودش مي كند. (مطلب مرتبط: http://newbie.blogfa.com/post-338.aspx )

جستجوي بيشتر قيچي ساز در سايت فدراسيون از حوصله نگارنده خارج است و اگر مشت نمونه خلوار باشد، مي توان ادعا كرد كه بخش قابل توجهي از بانك اطلاعاتي سايت مربوطه به عظيم قيچي ساز اختصاص داشته باشد در حاليكه شاهديم كارهاي مهمتري هم به انجام رسيده! ايرادي بر عظيم وارد نيست! تقصير او نيست كه فدراسيون به او توجه مي كند. ماهم از فقط از او مثال زديم چرا كه مشهور است و همه مي شناسندش. افراد ديگري نيز هستند كه مورد لطف عجيب و غريب فدراسيون قرار مي گيرند! بله صحبت سر فدراسيون است!

ديگر نمي توان منكر عملكرد ناهنجار و غرض ورز، فدراسيون شد. اين توجه بي حد و حصر به عظيم قيچي ساز و بي توجهي به ساير كوهنوردان (مهدي عميدي و امير زرين و ... ) و حتي سخت گيري براي برخي مثل برود پيك باشگاه آرش (http://boorjsina.persianblog.ir/post/221  و  http://boorjsina.persianblog.ir/post/223 ) و نانگاي باشگاه دماوند(آدرس: http://msfi.ir/archive/news-archive/1394-1389-07-28-04-41-47)، ديگر هيچ شكي در مرزبندي فدراسيون براي كوهنوردان به "فدراسيوني و مستقل" يا "خودي و غير خودي" باقي نمي ماند و ديگر راجع وجود يا عدم چنين مرزبندي سئوال نمي كنيم. اكنون سئوال در مورد چرايي آن است!

فدراسيون در صورت صلاحديد براي مردم (و نيز دولت) مشخص كند:

  1. اولا دليل اين مرزبنديها و معيارشان چيست؟ اگر ديگران هم بخواهد از اين نعماتي كه به عظيم ارزاني شده بهره مند گردد بايد چكار كند؟
  2. ثانيا آيا اين رفتارها مهر تاييدي بر سخنان پيشكوست نام آشنا و محبوب كوهنوردي، آقاي بابازاده در خصوص وجود مافيا در اين فدراسيون نيست؟ (http://boorjsina.persianblog.ir/post/221  و  http://boorjsina.persianblog.ir/post/223 )


مطالب مرتبط:

افشاي يكي از پرونده سازيهاي فدراسيون :  http://boorjsina.persianblog.ir/post/231

سوء استفاده از موقعيت: http://www.lawansaqez.blogfa.com/post-1137.aspx

نوشته شده توسط تازه کار  | لینک ثابت |

ذره بين سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 11:45

ذره بين، نام وبلاگ ارزشمندي است كه به آسيب شناسي گام به گام فدراسيونهاي ورزشي مي پردازد و طبعا شامل حال فدراسيون كوهنوردي نيز مي شود.

خواندن مطالب آنرا به همه، علي الخصوص اعضاي محترم مجمع فدراسيون كوهنوردي و مسولين وزارت ورزش و جوانان، توصيه مي كنم.

http://zarre-bin.persianblog.ir

نوشته شده توسط تازه کار  | لینک ثابت |